ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٣٤
شيخ محمّد حسين خراسانى در طهران هستم، و بناست آقاى سيّد أبو الحسن إصفهانى هم به اينجا بيايند. چيزى نگذشت كه من ديدم آقا سيّد أبو الحسن آمدند و در منزل نشستند، و با آقا شيخ محمّد حسين مشغول گفتگو هستند. من تعجّب كردم كه اگر ايشان بخواهند از نجف به طهران بيايند، بايد با مقدّمات فراوان و صرف وقت و تشريفات و استقبال شايسته وارد بشوند؛ پس چگونه بدون سر و صدا وارد شدند، و أحدى هم متوجّه نشد؟!
أمّا مىديدم كه تعجّب من بى فائده است، و ايشان هم حضور دارند و نشستهاند و با آقا شيخ محمّد حسين خراسانى تكلّم مىكنند. در بين صحبت مرحوم آقا سيّد أبو الحسن، جهت مقابل خودشان را نشان دادند كه بيابانى بود مانند يك تپّه بزرگى شبيه كوه، كه فقط نقود و اسكناس و أمتعه و أسباب بود، و بسيار هم زياد بود، و به آقا شيخ محمّد حسين مىگفتند: آيا مىبينى؟! اينها أموالى است كه من در زمان مرجعيّت خود به وكلائى كه در تمام دنيا و در شهرستانها از طرف من وكالت داشتند دادم، و آنها از سهم إمام و وجوهات مصرف كردند؛ اينها همان أموال است، و الآن ميخواهند حساب همه اينها را از من بكشند.
در اينجا من به ايشان عرض كردم: خوب، شما چه كار مىكنيد؟! اين قضيّه و حال آقا سيّد أبو الحسن إصفهانى است؛ آيا شما از اين وكالتها نمىدهيد؟! ايشان گفتند: ما به قسم ديگرى عمل مىكنيم؛ و آن اين است كه: من تا بحال به هيچكس وكالت ندادهام، بلكه إذن استفاده از اين أموال را مىدهم؛ و إذن، غير از وكالت است، و آن مسووليّت را ندارد.
و ألبتّه شرح اين معنى را بيان نكردند، ولى منظورشان معلوم است. زيرا وكالت، عنوان نيابت است. إنسان كسى را كه وكيل مىكند، معنيش آنستكه: تو نائب مَناب من هستى! كار وكيل عين عمل مُوَكِّل است. همانطور كه كار نائب عين كار منوبٌ عنه است.