ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٨٥
اين مسأله كه اگر طلّاب بروند و كشته شوند و ديگر جاى خالى آنها را كسى پر نخواهد نمود، از جمله: ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً، بخوبى استفاده مىشود.
دلالت آيه «نفر» بر وجوب تحصيل علوم إسلامى، و وجوب تعليم آن
ثانياً: از اين آيه وجوب و لزوم تحصيل علم و تدريس قرآن و سنّت پيغمبر و أحكام دين و تفسير و فقه و أخبارى كه از طرف أئمّه عليهم السّلام رسيده است، و تعليم أخلاق و سير و سلوك إلى الله و علم كلام و حكمت و عرفان إلهىّ براى يكدسته از أفراد، بعنوان وجوب كفائىّ استفاده مىشود. چون نمىفرمايد: همه مردم به مدينه كوچ كنند، بلكه ميفرمايد: فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ. يعنى جماعتى از هر فرقهاى بيايند تا اينكه برگردند و متكفّل امور همه بشوند. پس تحصيل علم بعنوان وجوب كفائى واجب است تا بمقداريكه نياز آن جمعيّت از جهت تعليم و تعلّم دينى بر طرف بشود و آن مردم، ديگر محتاج نباشند.
حال، شاهد در اينست كه: اين آيه دلالت مىكند بر لزوم اجتهاد و تقليد، چون مىفرمايد: چرا يك عدّه از مردم به مدينه نمىآيند؟! يعنى واجب است كه دستهاى از مردم بيايند در مدينه و مركز علمى إسلام، تا قرآن و سنّت را ياد بگيرند و به ديار خود بر گردند. و بايد مردم به آنها مراجعه كنند و اينها هم مردم را با آن مسائل آشنا نمايند. پس لزوم مراجعه جاهل به عالم و مرجعيّت در فتوى، از اين آيه استفاده مىشود.
و همچنين از اين آيه شريفه، قضاء و فصل خصومت نيز بدست مىآيد. يعنى فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ، شامل موارد فصل خصومت و رفع نزاع بين متخاصمين هم مىشود. پس بايد اينها أحكام را بيان كنند، و آن أفرادى هم كه با يكديگر نزاع دارند، به حكم اينها اكتفا كنند و از خدا بترسند و به حقّ خود قانع باشند.
و أمّا اينكه آيا آن شخصى كه زمامدار امور مردم است بايستى حتماً فقيه