ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٤٨
مى كرد و به سجده مىرفت. پيوسته لباس كهنه مىپوشيد و از زىّ خود هم تخطّى نمىكرد؛ و هر گاه كه قسم ياد مىكرد، قسمش واقعى بود. و لذا أبو رافع مىگويد: من از كلامش به وحشت افتادم؛ زيرا أمير المؤمنين عليه السّلام كارى را كه گفته است انجام مىدهم انجام مىدهد، و شوخى هم نمىكند. و در بعضى از موارد در خطبههاى أمير المؤمنين عليه السّلام هست كه: و الله اگر حسن و حسين اين كار را بكنند، من تأديبشان مىكنم[١] و اين كار را أنجام مىدادند، نه اينكه شوخى كنند. أمير المؤمنين، أمير المؤمنين است بواسطه اينكه اينطور است. ما نيز كه شيعه أمير المؤمنين عليه السّلام هستيم، بايد همينطور باشيم؛ و إلّا تمام تبعات آن به عهده ماست. حال مىخواهد عنوان، عنوان وكالت باشد، يا إذن و إجازه و يا عنوانى ديگر. صِرف دانستن مطلبى كار ساز نيست؛ بلكه حقيقت خارجيّه كار ساز است. پس بايد إنسان أموالى را كه نزد اوست، بر أساس تحقيق به مستحقّين آن بپردازد.
بنابراين، وكالتهائى كه داده مىشود (بعنوان كلّى) حتّى شهريّههائى كه بطور عمومى پرداخت مىشود، و إنسان نميداند كه: آيا به مصرف مىرسد يا نه صحيح نيست. در أفراد و أخلاق طلّاب بايد دقّت به عمل آورد. بايد أفراد خوب از بد جدا بشوند. بايستى سهم إمام و بيت المال صرف عِزِّ إسلام و مسلمين بشود، و سبب رَفْعت و بالا رفتن مذهب تشيّع گردد. آنهم به مقدارى كه أفراد، دين و مذهب را بلند مىكنند و بالا مىبرند. نبايد بين خودى و غير
[١] -
\iُ فَاتَّقِ اللَهَ وَ ارْدُدْ إلَى هَؤُلاء الْقَوْمِ أَمْوَالَهُمْ فَإنَّكَ إنْ لَمْ تَفْعَلْ ثُمَّ أَمْكَنَنِىَ اللَهُ مِنْكَ لَاعْذِرَنَّ إلَى اللَهِ فِيكَ، وَ لَاضْرِبَنَّكَ بِسَيْفِى الَّذِى مَا ضَرَبْتُ بِهِ أَحَدًا إلَّا دَخَلَ النَّارَ.\E
\iُ وَ وَ اللَهِ لَوْ أَنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ فَعَلَا مِثْلَ الَّذِى فَعَلْتَ مَا كَانَتْ لَهُمَا عِنْدِى هَوَادَةٌ وَ لَا ظَفِرَا مِنِّى بِإرَادَةٍ حَتَّى ءَاخُذَ الْحَقَّ مِنْهُمَا وَ أُزِيحَ الْبَاطِلَ مِنْ مَظْلَمَتِهِمَا.\E
« نهج البلاغه» باب الكتب و الرّسآئل، رساله ٤١، در ضمن نامهاى كه آنحضرت به بعضى از عمّال خود نوشته است؛ و از طبع مصر با تعليقه شيخ محمّد عبده، ج ٢، ص ٦٦ و