ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٧٩
عوام يهود غير از عوام ما هستند؟ زيرا كه عوام ما هم از علماى خود تقليد مىكنند.»
بنابراين، چرا عوام يهود گناهكارند و خدا آنها را مذمّت ميكند، با اينكه آنها سواد نداشته و امّى هستند؟ لَا يَقْرَءُونَ وَ لَا يَكْتُبُونَ، فرقى بين قرآن با تورات و إنجيل و يا يك كتاب ضالّة ديگر نداده و آنها را از يكديگر تشخيص نميدهند!
پس وقتى كه براى بدست آوردن معارف دينى خودشان راهى غير از كلام علماء خود ندارند، و آن علماء هم حقائق را تحريف نموده و به آنها تحويل مىدهند، اين بيچارهها چه گناهى دارند؟ و آيا عوام يهود مانند عوام ما نيستند كه از علماء خود تقليد نموده و بدانچه أمر نمايند عمل مىكنند؟!
اين است إشكال آن مرد به حضرت صادق عليه السّلام.
فَقَالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: بَيْنَ عَوَآمِّنَا وَ عُلَمَآئِنَا وَ عَوَآمِّ الْيَهُودِ وَ عُلَمَآئِهِمْ فَرْقٌ مِنْ جَهَةٍ وَ تَسْوِيَةٌ مِنْ جَهَةٍ.
«حضرت صادق عليه السّلام مىفرمايد: بين عوام ما و علماء ما، با عوام يهود و علمائشان از يك جهت فرق است، و از يك جهت آنان مثل هم هستند.»
أَمَّا مِنْ حَيْثُ اسْتَوَوْا: فَإنَّ اللَهَ قَدْ ذَمَّ عَوَآمَّنَا بِتَقْلِيدِهِمْ عُلَمَآءَهُمْ، كَمَا ذَمَّ عَوَآمَّهُمْ؛ وَ أَمَّا مِنْ حَيْثُ افْتَرَقُوا، فَلَا
[١] ..
«أمّا از آن جهت كه ميان عوام ما و علماى ما با عوام يهود و علمائشان تفاوتى نيست؛ در آن جهت خداوند عوام ما را هم مذمّت مىكند كه چرا از علمائتان تقليد مىكنيد؟! كما اينكه عوام آنها را مذمّت كرده است كه چرا از علماء تقليد ميكنيد؟! أمّا از آن جهتى كه فرق دارند، اينچنين نيست و عوام ما دچار مذمّت نيستند.»
پس مذمّت خداوند در جهت مشتركه اختصاص به عوام يهود ندارد
[١] -« احتجاج طبرسىّ» طبع نجف أشرف، ج ٢، ص ٢٦٢ إلى ٢٦٥