ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٤٧
مجلسىّ و سيّد ابن طاووس و أمثال آنها در بسيارى از موارد، در كتب خود از سليم بن قَيس نقل مىكنند. و از نقطة نظر صحّت، هيچ شبهه و شكّى در كتاب سليم بن قيس نيست.
روايت سلمان فارسى اين حديث را از رسول الله، در احتجاج با أبو بكر در مسجد
أمّا أوّلين شخصى كه استدلال به اين روايت كرده است- رَدًّا عَلَى مَنْ شاغَلَ مَنْصِبَ الاعْلَم- بنا بر آنچه كه ما تفحُّص كرده و بدست آورديم، سلمان است. سلمان از جمله دوازده مردى است كه بعد از قضاياى «سقيفه» و دفن رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلَّم، به مسجد رفتند و بر أبو بكر اعتراض كردند، و يك يك آنها أبو بكر را مخاطب قرار داده او را استيضاح و خلافت او را ردّ كردند. در غالب تواريخ هم آمده است كه: اينها أفرادى بودند كه عليه أبو بكر با متانت اعتراض و استدلال كردند، و أبو بكر هم نتوانست جواب آنان را بگويد. البتّه اين يك داستان تاريخى بسيار مفصّلى است و آن مقدارى را كه ما در اينجا نقل مىكنيم، فقط عبارتى است كه شاهد ما بر لزوم تصدّى أعلم بر مناصب ولايت مىباشد.
از جمله دوازده نفر: سلمان، أبو ذرّ، عمّار، حُذَيفَه، ابن التَّيِّهان و أبو أيّوب أنصارىّ بودند كه به مسجد رسول خدا رفتند و مُحاجّه كردند با أبو بكر لَمَّا صَعَدَ الْمِنْبَرَ وَ يُريدُ الْخُطْبَةَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ خِلافَةً عَنْ رَسولِ اللَهِ بَعْدَ الْبَيْعَةِ. در أوّلين جمعهاى كه ميخواست إقامة نماز جمعه كند هنگاميكه خواست قبل از نماز شروع به خطبه كند، اين دوازده نفر برخاستند و يكى پس از ديگرى سخن خود را بيان كردند.
وَ قامَ كُلُّ واحِدٍ مِنْهُم واحِدًا بَعْدَ الآخَرِ، وَ اسْتَدَلّوا عَلَى إمَامَةِ الإمامِ أميرِالمؤْمِنينَ عَلَيْهِ السَّلامُ، رَدًّا عَلَى خِلافَةِ الْخَلِيفَةِ الانْتِخابىِّ، وَ إنْكارًا عَلَى تَشاغُلِهِ مَنْصِبَ الرَّسولِ صلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّم.
اين قضيّه را أحمد بن محمّد بن خالد بَرقىّ در كتاب «رجال» خود، عَبدالجليل قزوينىّ در كتاب «نَقض»، شيخ صدوق در «خصال»، أبو منصور