ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٨٧
عوام و هم انديشمند؛ تمام أفراد مردم در اين جهت عَلَى السَّويَّه هستند؛ و خداوند به آنها يك إدراك باطن و يك انديشه عميقى داده است كه با آن، تمام إدراكاتشان، و تمام علومشان را كه از خارج به آنها تحميل مىشود، مىتوانند اندازه گيرى كنند و بگويند: كدام حقّ است و كدام باطل.
عوام ما چون از فقهائشان فسق ظاهر و جانبدارى ببينند، تقليد از آنها حرام است
بنابراين، تمام أفرادِ عوامى كه علماء سوء، آنها را به سوى خود كشيده و بردهاند، در روز قيامت نميتوانند به خدا بگويند: ما نميدانستيم؛ چشممان باز نبود؛ سواد نداشتيم؛ بين عبارت فارسى و عربى يا عبارت خارجى تفاوت نمىگذاشتيم؛ أوّل و آخر كتابرا از همديگر نمىشناختيم؛ اينها زِمام ما را در دست گرفتند و بردند آنجا كه مىخواستند ببرند. اين عبارت حضرت، فاتحه اين غرور و دل خوش كُنكها را خوانده است:
وَ اضْطَرُّوا بِمَعَارِفِ قُلُوبِهِمْ إلَى أَنَّ مَنْ فَعَلَ مَا يَفْعَلُونَهُ فَهُوَ فَاسِقٌ.
يعنى إدراك باطنى و انديشه قلبى كه در قلبشان هست، به اختيارشان نيست كه بخواهند اين انديشه را نداشته باشند. بلكه هر كسى بخواهد يا نخواهد اين انديشه براى او هست.
مثل اينكه إنسان چشمش را باز مىكند؛ چشمى كه باز شد مىبيند، و اگر هم شما بگوئيد: نبين، نمىشود نبيند. و اين نهايت لطف و بزرگوارى و محبّت و عظمت پروردگار است كه به إنسان قوّهاى داده است كه از همه علوم و همه إدراكات بالاتر است و آن را با وجود إنسان سرشته و خمير كرده است؛ و حتّى در عالم خواب از إنسان جدا نيست و در عالم بيدارى هم هر جا حركت مىكند، با اين معارف قلوب مىرود.
بنابراين وقتى اين عوام ديدند: آن علماء يهود دروغ صريح مىگويند، و طرفدارى از أقرباى خود مىكنند، و عليه أفرادى كه نسبت به آنها نظر خوشى نشان نميدهند، تعصّب دارند، و حقّ آنها را ضايع مىكنند، و در محاكمات، عليه آنها حكم مىدهند، و جيره آنها را مىبُرند، و غير ذلك از اعماليكه انجام