ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٩٨
حَالَاتِهِمْ؛ فَلَوْ لَمْ يَجْعَلْ فِيهَا قَيِّمًا حَافِظًا لِمَا جَآءَ بِهِ الرَّسُولُ الاوَّلُ لَفَسَدُوا عَلَى نَحْوِ مَا بَيَّنَّاهُ وَ غُيِّرَتِ الشَّرَآئِعُ وَ السُّنَنُ وَ الاحْكَامُ وَ الإيمَانُ، وَ كَانَ فِى ذَلِكَ فَسَادُ الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ
.[١]
«از جمله علل جعل أُولوا الامر اين است كه: اگر خداوند براى آنها إمامى را كه قيّم بر امور آنها باشد، أمين بر أموال و ناموس و نفوس آنها باشد، حافظ دين و دنياى آنها باشد، و خود گنجينه ذخيرة أسرار إلهى باشد، و در سينه خود علوم إلهىّ و أمانات إلهىّ را حفظ كند، اگر چنين شخصى را خداوند بر آنها نگمارد، ملّت از بين مىرود؛ دين از بين ميرود؛ سنّت و أحكام تغيير و تبديل پيدا مىكند؛ أهل بدعت در دين چيزهايى إضافه مىكنند؛ ملحدين از دين مىكاهند و براى مسلمين إيجاد شبهه مىكنند؛ زيرا ما با نور وجدان مىيابيم كه: خلائق به كمال خود نرسيدهاند؛ اينها ناقص بوده و محتاج به كامل هستند؛ و با وجود اختلاف آنها و اختلاف أهواء و آراء و تشتّت صنوف و أحوال آنها، نمىتوانند راه را بيابند. بنابراين، با وجود ضعف و عدم كمالى كه در آنها موجود است، اگر خداوند بر آنها قيّمى قرار ندهد كه حافظ لِما جآءَ بِهِ الرَّسول باشد، آنها فاسد شده از بين ميروند؛ مردم از دست مىروند و شرائع و سنن إلهى و أحكام و إيمان از بين مىرود؛ و وقتى از بين رفت، تمام خلق أجْمَعين، أكْتَعين، أبْصَعين، همه از بين مىروند!» اين هم علّت سيّمى است كه حضرت إمام رضا عليه السّلام، براى جعل أُولوا الامر بيان مىكنند.
و در اينجا كه مىفرمايد:
لَوْ لَمْ يَجْعَلْ لَهُمْ إمَامًا قَيِّمًا أَمِينًا حَافِظًا مُسْتَوْدَعًا
، مستودع يعنى گنجينه. يعنى سينه و قلب إمام بايد گنجينه أسرار إلهىّ باشد، و خداوند آن سينه و قلب و فكر و إدراك را با سعه و ظرفيّت ببيند تا
[١] - فقراتى را كه از روايت در اينجا آورديم، آية الله حاج ملّا أحمد نراقى قدَّس اللهُ سِرَّه در كتاب« عوآئد الايّام» طبع سنگى، باب تحديد ولاية الحاكم، ص ١٨٧، حديث ١٩ آورده است.