ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١١٣
زياد، و از علىّ بن محمّد سيّار، كه اين دو از پدرانشان، و پدرانشان از حضرت إمام حسن عسكرىّ عليه السّلام روايت مىكنند.
شهيد ثانى قدّس سرّه در «مُنيةُ المُريد» بطور جزم از اين تفسير نقل كرده است و در إجازه كبير خود به شيخ حسين بن عبد الصّمد حارثى هَمْدانىّ (پدر شيخ بهائى) عين اين عباراتى را كه ما از محقّق كَرَكىّ در اينجا نقل كرديم، او نيز نقل مىكند.
ملّا محمّد تقىّ مجلسى (مجلسى أوّل) رضوان الله عليه در مشيخة «مَنْ لا يَحضُرهُ الفَقيه» اين تفسير را معتبر مىشمرد؛ و محمّد بن قاسم أسترآبادى را كه ابن غضائرى ضعيف شمرده است، موثّق دانسته؛ تضعيف او را ردّ مىكند؛ و مىگويد: اين تفسير از إمام عليه السّلام وارد است؛ و وجهى ندارد إنسان آنرا ردّ بكند.
ملّا محمّد باقر مجلسى رضوان الله عليه كه مجلسى ثانى است در «بحار الانوار» كتاب تفسير منسوب بحضرت عسكرىّ را از كتب معتبره معروفه شمرده، و گفته است: صدوق بر آن اعتماد نموده است؛ و نبايد به طعن بعضى از محدّثين كه در آن إشكالى كردهاند گوش فرا داد؛ چرا كه صدوق أعرف و أقرب است به زمان أسترآبادى از سائرين كه او را قدح كردهاند.
اينها أفرادى هستند كه اين تفسير را معتبر شمرده و در كتب خود از او نقل كردهاند.
علمائى كه تفسير منسوب بحضرت عسكرى عليه السّلام را معتبر نميدانند
أمّا مخالفين اين تفسير، أوّل آنها ابن غضائرى است كه بعد از يكى دو سه قرن بعد از مرحوم صدوق بوده است و اين تفسير را مجعول مىداند، و مىگويد: ساختگى است و هيچ سندى ندارد و مطالب و محتويات آن دلالت بر مجعوليّتش ميكند.
دوّم از كسانيكه قدح در اين تفسير كردهاند، علّامة حلّى است در كتاب «خلاصه» (خلاصه كتاب مختصرى است از علّامة حلّى در رجال) كه فرموده