ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٧٦
(لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ[١].
«پس واى براى كسانى است كه كتاب (تورات) را با دستهاى خود مىنويسند (تحريف مىكنند) سپس مىگويند: اين نوشته از طرف خداست، تا در إزاء آن به منفعت اندكى نائل آيند! پس واى براى آنان از آنچه دستهايشان نوشته است! و واى بر آنان از آنچه به دست مىآورند».
علماى يهود أوصاف پيامبر آخر الزّمان را خلاف آنچه بود بيان مىكردند، تا بر مردم رياست كنند
اين آيات در قرآن مجيد براى معرّفى قوم يهود است كه از علماى خود تقليد مىكنند؛ در حاليكه آنها بخلاف مضامين تورات مطالبى خلاف واقع را به پيغمبر نسبت مىدهند، و به عوام خود مىگويند و به اين وسيله راه وصول عوام را به پيغمبر و إيمان به آن حضرت مىبندند.
حضرت عسكرىّ عليه السّلام مىفرمايد:
هَذَا الْقَوْمُ الْيَهُودُ كَتَبُوا صِفَةً زَعَمُوا أَنَّهَا صِفَةُ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ وَ هِىَ خِلافُ صِفَتِهِ، وَ قَالُوا لِلْمُسْتَضْعَفِينَ مِنْهُمْ: هَذِهِ صِفَةُ النَّبِىِّ الْمَبْعُوثِ فِى ءَاخِرِ الزَّمَانِ: إنَّهُ طَوِيلٌ عَظِيمُ الْبَدَنِ وَ الْبَطْنِ، أَهْدَفُ، أَصْهَبُ الشَّعْرِ، وَ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ بِخِلافِهِ، وَ هُوَ يَجِىءُ بَعْدَ هَذَا الزَّمَانِ بِخَمْسِمِائَةِ سَنَةٍ.
«اين علماى يهود أوصافى را مىنويسند، و مىگويند كه: اينها صفات پيغمبر است. يعنى صفات اين محمّدى كه ظهور كرده است، غير از صفات آن محمّدى است كه در كتب ما ذكر شده است؛ و شما تطبيق كنيد ببينيد هيچكدام از آن صفات در اين شخص نيست. و به مستضعفين خود مىگويند: صفات پيغمبرى كه در آخر الزّمان مبعوث مىشود اينست كه: او بلند قامت است، بدنش خيلى بزرگ است، شكمش بر آمده است، جسيم است، «أَصْهَبُ الشَّعْر» است، مويش به رنگ أصْهَب است. (أصْهَب به معنى أشْقَر است و أشقَر رنگى است بين أحمَر و أصفَر، ميان قرمز و زرد. خيلى از اسبها را ديدهايد رنگ بخصوصى دارند، كه نه قرمز است و نه زرد، آنها را فَرَسٌ أشقَر گويند).
[١] - آيه ٧٩، از سوره ٢: البقرة