ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٢
علماى ربّانيّين و مِنْهُمْ:- بَلْ وَ عَلَى فَوْقِهِمُ- الإمامُ فى كُلِّ حينٍ، لازم است؟ روايت سيّد رضىّ و ديگران از كميل، بر چه دلالت مىكند؟!
جاى سخن نيست كه بايد در هر زمانى إمام معصوم باشد؛ أمّا آيا اين خبر ناظر به خصوص إمام معصوم است يا إطلاق دارد؟
صحبت ما در اينجا، اين است كه: در اين خبر، لفظ «إمام» و ما شابَهَهُ وجود ندارد تا اختصاص به إمام معصوم داده شود. وَ إنَّما فيهِ:
لَا تَخْلُو الارْضُ مِنْ قَآئِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ؛ إمَّا ظَاهِرًا مَشْهُورًا، أَوْ خَآئِفًا مَغْمُورًا
؛ و اينها عناوين كلّيّهاى است كه در هر زمانى منطبق ميشود بر جمعى از علماى ربّانيّين، كه حافظ بيِّنات و حُجَجِ إلهيّه بوده و أسرار و علوم إلهيّه را در أشباه و نُظَراء خود بوديعت باقى مىگذارند؛ و حقايق و معارف را در دلهاى أمثالِ خود مىكارند. اين عناوين كلّيّه، به كلّيّت خود باقى است؛ و البتّه معلوم است كه خودِ إمام أعْلَى مصداقٍ لِانطباقِ هذِهِ العَناوين است، و در اين حرفى نيست؛ إلّا اينكه اين عناوين اختصاص به إمام ندارد.
وَ مِمَّا يُؤَيِّدُ ذَلِكَ، اينكه: اين كلام حضرت، بجهت تقسيم مردم است، عَلَى اخْتِلافِ أصْنافِهِمْ وَ طَبَقاتِهِمْ إلَى ثَلاثَةِ طَوآئِف. حضرت تمام أصناف مردم را به سه طائفه قسمت مىكند:
عَالِمٌ رَبَّانِىٌّ، مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِيلِ نَجَاةٍ، وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ
. و آنچه را كه در ذيل اين تقسيم بيان مىكند، تفسير و شرح همين فِقره است. و إمام عليه السّلام، خود نيز در اين تقسيم داخل هستند؛ و بنابراين خود إمام عليه السّلام از علماء ربّانيّين مىباشند. و اين دليل است بر اين كه: قَآئِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ، مشهور يا مَغْمور، از اين تقسيم خارج نيست.
و اگر گفته شود كه: عالم ربّانىّ منحصر است در إمام معصوم؛ در جواب مىگوئيم كه: اين مطلب نه از جهت لغت درست است و نه از جهت اعتبار.
أمّا از نظر لغت: زيرا دليلى نيست كه عالم ربّانىّ منحصر در معصوم باشد. مجلسى خود در اين باره بنقل كلام بعضى از أئمّه لغت و أدب پرداخته،