ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٥٣
قرآن مساوى بودند نوبت به سنّت مىرسد، و آنكه به سنّت پيغمبر و حديث بيشتر وارد است مقدّم مىباشد؛ كه در اين صورت سنّت در مرتبه دوّم، مرجِّح است.
پس از اينجا بدست مىآوريم كه: اگر بين دو نفر، يكى أعلم به قرآن بود أمّا أعلم به سنّت نبود، و ديگرى أعلم به سنّت بود ولى أعلم به قرآن نبود، حقّ تقدّم با أعلم به قرآن است.
اگر در سنّت هم مساوى بودند
أَقْدَمُهُمْ هِجْرَةً
مقدّم است؛ آن كسى كه زودتر به دار الإسلام هجرت نموده است و لو اينكه ديرتر مسلمان شده باشد؛ زيرا خارج شدن از زير لواء كفر و در آمدن در زير لواء إسلام واجب است.
در زمان حكومت إسلام، آمدن زير لواى إسلام واجب است؛ حركت به سوى بلاد إسلام از هر نقطة دنيا، در زمان تشكيل حكومت إسلام واجب است؛ الآن تمام أفراد مسلمانى كه در دنيا زندگى مىكنند، با وجود برقرارى حكومت إسلام، يك دقيقه جائز نيست در آن مَحَالّ توقف كنند؛ خواه وطنشان باشد، خواه إقامت كرده باشند، خواه به عنوان تحصيل و يا أمثال آن رفته باشند؛ جائز نيست، مگر اينكه حركتشان به آنجا روى مصلحتى و به إذن حاكم شرع باشد؛ يا تحصيلشان ضرورى بوده و يا بجهت معالجه ضرورى رفته باشند، آن هم به إجازه حاكم؛ و إلّا بدون إجازه حاكم مثل اينست كه در جهنّم زندگى مىكنند و توقّفشان معصيت كبيره است.
توطّن و زندگى كردن، خواه به عنوان تابعيّت و خواه به عنوان إقامت و سكناى موقّت زير پرچم كفر غلط است؛ و هجرت از امور واجبه است. فعليهذا، اگر دو نفر به طور مساوى علم به سنّت پيدا كردند، آن كسى إمام جماعت مىشود كه زودتر به دار الإسلام هجرت كرده است، نه آن كسى كه زودتر مسلمان شده ولى ديرتر هجرت كرده باشد. أمّا اگر در هجرت مساوى بودند،
أَقْدَمُهُم سِلْمًا
يعنى آن كسى كه زودتر مسلمان شده است مقدّم