ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٠٧
دشمن جنگ مىكنند و او را دفع مىكنند؛ بواسطه آن أمير راهها و سبيلها أمنيّت پيدا مىكند.
اگر آن أمير در كارهاى شخصى خود فاجر باشد براى خود اوست، به باقى امور مربوط نخواهد بود؛ بواسطه آن أمير است كه حقّ ضعيف را از قوىّ مىگيرند تا اينكه شخص بارّ و نيكوكار استراحت كرده و بيارامد، و همچنين إنسان از شخص فاجر و ظالم در أمنيّت و مصونيّت به سر برد.»
وَ فى رِوايَةٍ اخْرَى: أنَّهُ عَلَيْهِ السَّلامُ لَمّا سَمِعَ تَحْكيمَهُمْ قالَ:
حُكْمَ اللَهِ أَنْتَظِرُ فِيكُمْ (وَ قَالَ): أَمَّا الإمْرَةُ الْبَرَّةُ فَيَعْمَلُ فِيهَا التَّقِىُّ، وَ أَمَّا الإمْرَةُ الْفَاجِرَةُ فَيَتَمَتَّعُ فِيهَا الشَّقِىُّ إلَى أَنْ تَنْقَطِعَ مُدَّتُهُ وَ تُدْرِكَهُ مَنِيَّتُه
[١]
سيّد رضىّ در «نهج البلاغه» مىفرمايد: در روايت ديگرى آمده است كه حضرت چون تحكيم حَكَمَين را شنيد فرمود: «من هم به دنبال حكم خدا مىگردم و انتظار إجراى حكم خدا را در ميان شما دارم! أمّا إمارت و حكومت نيكو و پاكيزه: در آن حكومت، تقىّ و متّقى و پرهيزگار به دنبال كارهاى خود و إصلاح و كمال خود ميرود؛ و أمّا إمارت فاجر و حكومت آلوده: در آن حكومت فاجر هم، شخص شقىّ دنبال تمتّعات دنيوىّ و بهره مندى از ظواهر دنيا ميرود تا اينكه مدّتش سر آمده و مرگش برسد؛ بالاخره همه زندگى مىكنند و مىميرند.»
اين فرمايشى است كه حضرت در جواب كلام خوارج (لَا حُكْمَ إلَّا لِلَّهِ) فرمودند.
در اينجا ابن أبى الحديد مىگويد: شاهد اين مطلب گفتار رسول خداست كه مىفرمايد: إنَّ اللَهَ لَيُؤَيِّدُ هَذَا الدِّينَ بِالرَّجُلِ الْفَاجِرِ. «خداوند بواسطه مرد فاجر، اين دين را تأييد مىكند.» يعنى إتقان و إحكام اين دين تا حدّى است كه اگر بعضى از فجّار هم بيايند زمام را در دست بگيرند، اين دين در آن أصالت خود، راه خود را طىّ مىكند و تأييد مىشود.
[١] -« نهج البلاغه» خطبه ٤٠؛ و از طبع مصر با تعليقه شيخ محمّد عبده، ج ١، ص ٩١