ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٥٢
آن وقت حضرت بر آنها نماز مىخواندند و بر روى آنها خاك مىريختند. يعنى آن كسى كه قرائت قرآنش بيشتر بود و به قرآن واردتر بود، او در مقامِ مقدّم قرار مىگرفت، حتّى در مقام دفن شدن
. ابن أثير در «كامل التّواريخ» روايت مىكند كه: أَمَرَ رَسُولُ اللَهُ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ: أَنْ يُدْفَنَ الإثْنَانِ وَ الثَّلاثَةُ فِى الْقَبْرِ الْوَاحِدِ، وَ أَنْ يُقَدَّمَ إلَى الْقِبْلَةِ أَكْثَرُهُمْ قُرْءَانًا وَ صَلَّى عَلَيْهِمْ[١]
از اينجا بدست مىآيد كه: مناطِ تقدّم قرآن است، و آن كسى كه قرآن در وجود او بيشتر پياده شود (قرآن بيشتر حفظ باشد، آيات قرآن را بيشتر بلد باشد، بهتر بتواند به قرآن استدلال كند) او مقدّم است؛ و اين مناط أعلميّت است.
موارد تقدّم در إسلام: أعلميّت به قرآن، سنّت، سپس هجرت، و بعد إسلام است
دليل سوّم: علّامة أمينى در «الغدير» به روايت صحيحه از طرق عامّه روايت مىكند كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود:
يَؤُمُّ الْقَوْمَ أَقْرَؤُهُمْ لِكِتَابِ اللَهِ. فِإنْ كَانُوا فِى الْقِرَآءَةِ سَوَآءً فَأَعْلَمُهُمْ بِالسُّنَّةِ؛ فَإنْ كَانُوا فِى السُّنَّةِ سَوَآءً فَأَقْدَمُهُمْ هِجْرَةً؛ فَإنْ كَانُوا فِى الْهِجْرَةِ سَوَآءً فَأَقْدَمُهُمْ سِلْمًا[٢]
رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم هر لشكرى را كه بجائى مىفرستاد، يا جماعتى را كه جمع مىكرد (در هر جا، در هر محلّهاى) دستور مىداد آن كسى كه علمش به قرآن بيشتر است، او إمام باشد. يعنى اگر چند نفر مىخواهند نماز جماعت بخوانند و در ميان آنها چند نفر عالم هستند، كداميك از آنها إمام جماعت باشد؟ كسى كه به قرآن بيشتر وارد است، بايد إمام جماعت باشد، نه آن كسى كه به حديث بيشتر وارد است. اگر دو يا سه نفر در
[١] -« الكامل فى التّاريخ» طبع بيروت، دار صادر، ج ٢، ص ١٦٣
[٢] -« الغدير» ج ١، ص ٥٣؛ از« صحيح مسلم» ج ٣، ص ١٣٣؛ و از« صحيح ترمذى» ج ٦، ص ٣٤؛ و از« سُنن أبى داود» ج ١، ص ٩٦. و مراد از صحّت روايت، صحّت آن به مناط عامّه است.