ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٠٧
سجّاده ايشان انداخته و مقارن ايشان شروع كرده بود به نماز خواندن، در حالى كه آقا ميرزا محمّد تقى شيرازى هم نماز مىخوانده است؛ بعد از فراغت از نماز به آن أفرادى كه سؤال كرده بودند گفته بود: از اين مرد تقليد كنيد! براى اينكه در تمام حالات نماز أصلًا خطورى در قلبش پيدا نشد كه: اين آمده است پهلوى من اينجا ايستاده و در مقابل من نماز مىخواند!
و مىگويند باز همين آقاى آقا شيخ محمّد بهارى در سفرى زيارتى كه به سامرّاء مىرفتند، همپالكى آقا ميرزا محمّد تقىّ شيرازى شد. (در آن وقتها كه مردم با كجاوه به مسافرت مىرفتند، اين طرف كجاوه يكنفر مىنشست، آن طرفش هم يكنفر ديگر) و ايشان مىگفت: من يك مطلب علمى را پيش كشيدم و اصولًا مىخواستم آقا ميرزا محمّد تقىّ شيرازى را عصبانى كنم كه از ميدان بدر رود، و يك جملهاى، يك كلامى خلاف بگويد؛ ولى در تمام طول مسافرت بين كاظمين و سامرّاء كه هجده فرسخ است، آنهم با قاطر، آنچه كردم يك كلام از دهان ايشان بيرون نيامد؛ حتّى بعضى أوقات من تصنّعاً مىگفتم مثلًا: شما اين مطلب را نمىفهميد؛ چنين و چنان و فلان، ولى ايشان أبداً از آن مِنْهاجش تعدّى نكرد، و همينطور آرام جواب مرا مىداد.
اينها مسألة مهمترى است از عدالت، حضرت نمىخواهد بفرمايد: هر كس كه خودش را ظاهراً پاكيزه مىكند، و تقوى هم دارد، و از گناهان هم اجتناب مىكند، مىتواند مفتى باشد، گرچه ميل باطنىاش ميل به رياست باشد؛ ميل به رياست از ميل به شهوت، از ميل به مال، از تمام اينها آفتش بيشتر است. لذا حضرت كه در اينجا ميفرمايند: از كسى تقليد كنيد كه مُقبِل بر دنيا نبوده باشد، بلكه:
صَآئِنًا لِنَفْسِهِ، حَافِظًا لِدِينِهِ، مُخَالِفًا عَلَى هَوَاهُ، مُطِيعًا لِامْرِ مَوْلَاهُ
باشد، اينها همه إشاره به آن مقام است و مفتى بايد داراى آن معنى باشد.
اينست نظر مرحوم آقا سيّد محمّد كاظم كه مرحوم آقا سيّد أبو الحسن به آن اعتراض دارند.