ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٣٠
بايد ملاحظه نمود كه: أئمّة ما چه خون دلها خوردند؛ و چه مظلوميّتها كشيدند! و حتّى در همين زمان ما هم، روايات بسيارى مانند اين روايت داريم كه به أئمّه نسبت مىدهند، در حاليكه كذب محض است.
آنگاه ما بايد در مقام جواب، سر شكسته چنين رواياتى را از إمام عليه السّلام نفى كنيم و بگوئيم: مقام إمام معصوم از اينچنين نسبتهائى مُنزّه است. بلكه اين روايات ساخته و پرداختة دست مردمى بى إنصاف و كذّاب و جعّال و وضّاع، نظير محمّد بن قاسم أسترآبادى است كه مفسّرى بوده است در گرگان، كه براى حجّيّت مرام و حزب و دسته خويش، كتاب نوشته و به إمام عليه السّلام نسبت داده است؛ در حاليكه تفسير او مطرود و مورد طعن و دقّ است.
بنابراين نميشود به هر روايتى به صِرف اينكه عنوان روايت را داراست عمل نمود؛ بلكه بايد درباره آن تحقيق كرد و صحيح را از سقيم شناخت. چرا كه بسيارى از روايات مجعول و موضوع است[١]
فعلًا بحث ما در ولايت فقيه است؛ و إلّا سخن را درباره عدم حجّيّت
[١] - درباره جعل و كذب در روايات، علماى شيعه داستانها نوشتهاند و مطالب سودمندى آوردهاند؛ و بعضى از محقّقين عامّه هم بحثهاى مفيدى آوردهاند. و از همه آنها بهتر و نيكوتر كتاب« الاضوآء على السّنّة المحمّديّة» تأليف شيخ أبو ريّه عالم خبير و متضلّع و بصير و با إنصاف و با شهامت مصرى است، كه در اين كتاب پرده از روى بسيارى از جنايات حديث بر ميدارد؛ و پايه و بنياد اصول و كتب عامّه و أهل تسنّن را سست ميكند. مطالعه و دقّت در تمام محتويات كتاب براى طلّاب علوم دينيّه و ازدياد خبرت و بصيرت در تحوّل روايت و عدم اعتماد به حديث و فقه عامّه لازم است.