ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٣٨
قَالَ: الَّذِينَ يَأْتُونَ مِنْ بَعْدِى يَرْوُونَ حَدِيثِى وَ سُنَّتِى[١].
«رسول خدا فرمود: آن كسانيكه بعد از من مىآيند و حديث و سنّت مرا روايت مىكنند.»
و نيز شيخ حرّ عامِلىّ، اين روايت را از صدوق در «عُيونُ الاخبار» نقل كرده است[٢]
بحث ما در اين روايت از دو جهت است: سنداً، و دَلالَةً.
أمّا از نظر سند: در سلسلة سند اين روايت علىّ بن إبراهيم و پدرش إبراهيم بن هاشم هستند، كه إبراهيم حسنٌ كالصَّحيح و علىّ بن إبراهيم صحيحٌ. و هر دو نفر از أجلّ رُوات و أقدَم آنها و در جلالت و متانت مشهور و معروف هستند.
حسين بن يزيد نَوفِلىّ نيز از أعلام است. شيخ طوسى در «رجالِ» خود او را از أصحاب حضرت إمام رضا عليه السّلام شمرده است، و در «فهرست» هم او را عنوان كرده، وَ قالَ: لَهُ كتابٌ. «و گفته است كه: او خود داراى كتاب بوده است». همچنين نجاشىّ در «رجالِ» خود گفته است: «حسين بن يزيد نَوْفلِىّ: كانَ شاعِرًا أديبًا وَ سَكَنَ الرَّىَّ وَ ماتَ بِهَا وَ لَهُ كِتابُ التَّقِيَّة».
«مردى شاعر و أديب بوده است، و در رىّ سكونت گزيده و در آنجا هم از دنيا رفته است، و كتابى دارد بنام: تَقِيَّه.» كه البتّه جزء همان اصولِ أربعَمِائة (چهارصد كتابى كه شيعه داشت و بعد آنها را تبديل به كتب أربعه كردند) محسوب مىشود.
و أمّا علىُّ بنُ داوُد يعقوبىّ، رَجُلٌ مَعْروفٌ عِنْدَ الاصْحاب.
و عيسَى بن عبدِ الله بن محمّد بن عُمَر بن أمير المؤمنين عليه السّلام هم كه راوى اين روايت است، شيخ در «رجالِ» خود او را از أصحاب حضرت
[١] -«
مَعانى الاخبار» طبع حيدرى سنه ١٣٧٩ هجرى قمرىّ، ص ٣٧٤ و ص ٣٧٥
[٢] -« وسآئل الشّيعة» طبع بهادرى، ج ٣، باب ١١، از أبواب صفات قاضى، ص ٣٨٥