ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٩٠
مى كنند.»
فَمَنْ قَلَّدَ مِنْ عَوَآمِّنَا مِثلْ هَؤُلآء الْفُقَهَآء، فَهُمْ مِثْلُ الْيَهُودِ الَّذِينَ ذَمَّهُمُ اللَهُ بِالتَّقْلِيدِ لِفَسَقَةِ فُقَهَآئِهِمْ.
«پس هر كدام از عوام ما كه مثل اين أفراد از فقهاء شيعه را تقليد كنند، اينها عيناً مثل همان يهودى هستند كه خداوند بواسطه تقليد كردن از فَسَقه فقهائشان، آنها را مذمّت كرده است».
بحث در مُفاد: فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الفُقَهَآءِ صَآئِنًا لِنَفْسِهِ، حَافِظًا لِدِينِهِ، مُخَالِفًا عَلَى هَوَاهُ، مُطِيعًا لِامْرِ مَوْلَاهُ؛ فَلِلْعَوآمِّ أَنْ يُقَلِّدُوهُ
فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَآء: صَآئِنًا لِنَفْسِهِ، حَافِظًا لِدِينِهِ، مُخَالِفًا عَلَى هَوَاهُ، مُطِيعًا لِامْرِ مَوْلَاهُ، فَلِلْعَوَآمِّ أَنْ يُقَلِّدُوهُ. وَ ذَلِكَ لَا يَكُونُ إلَّا بَعْضَ فُقَهَآء الشِّيعَةِ لَا جَمِيعَهُمْ.
«و أمّا آن فقيهانى كه نفس خود را در صيانت نگهداشتند (زنجير نفس خود را گرفته، و در عصمت و مَصونيّت در آوردند و مانع شدند از اينكه اين نفس عنان را بگسلد، و از حريم مصونيّت خارج شود) دين خود را حفظ مىكنند، بر هواى خود مخالفت دارند، و مطيع أمر مولاى خود هستند، فَلِلْعَوَآمِّ أَنْ يُقَلِّدُوهُ؛ از براى عوام است، حقّ عوام است كه از اين أفراد تقليد كنند. و اين أفراد جميع فقهاء شيعه نمىباشند، بلكه فقط بعضى از فقهاء شيعه هستند.»
فَإنَّهُ مَنْ رَكِبَ مِنَ الْقَبَآئِحِ وَ الْفَوَاحِشِ مَرَاكِبَ فَسَقَهِ الْعَآمَّةِ فَلا تَقْبَلُوا مِنَّا عَنْهُ شَيْئًا وَ لَا كَرَامَةَ.
«آن أفرادى از فقهاء ما كه مرتكب قبائح و فواحش مىشوند، و مانند فَسَقه عامّه و سنّىها بر مراكب فساد و قبائح سوار شده و عمل آنها را أنجام مىدهند، از اين فقهاء شيعه هيچ أمرى را از جانب ما قبول نكنيد؛ و از زبان آنها مطلبى را از ما نشنويد؛ اينها كرامتى ندارند، مقامى ندارند، مكرّم و گرامى نيستند.»
وَ إنَّمَا كَثُرَ التَّخْلِيطُ فِيمَا يُتَحَمَّلُ عَنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ لِذَلِكَ.
«خيلى جاى تأسّف و تأثّر است كه: آنچه را كه اين فقهاء از ما أهل بيت