ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٦٨
يَذْهَبُ سَفَالًا حَتَّى يَرْجِعُوا إلَى مَا تَرَكُوا.
«هيچ امّتى هيچگاه أمر خود را به غير أعلم نسپرده، مگر اينكه دائماً رو به پائين و پستى مىگرايند و أمر آنها در سطح پائين حركت ميكند؛ تا اينكه از طريقه و روش خود برگردند.»
حضرت نمىفرمايد: أمر آنها به كلّى ضايع و نابود مىشود. بدين معنى كه اگر شخص غير أعلم، رهبرى جامعه را در دست بگيرد و حكومت كند و فتوى بدهد و قضاوت نمايد، آن جامعه به نيستى و نابودى كشيده نمىشوند، بلكه در پرتو نور او نيز حركت مىكنند، أمّا در يك افق پائين تر.
به خلاف موقعى كه أعلم زمام امور را در دست بگيرد؛ او در يك افق بالاتر، و در يك فضاى عاليتر و راقى تر، با يك انديشه قوىتر همه مردم را به راه كمال مىرساند.
سَفال، از سَفْل است. يعنى در يك مرتبه پائين. و اين تعبيرِ بسيار لطيفى است كه مىفرمايد: سَفالًا؛ يعنى مردم حركت مىكنند؛ هم از حُظوظ زندگى بهرهمند شده و هم از تمتّعات إلهيّه متمتّع مىشوند؛ أمّا در يك درجه پست و پائين، بحسب رتبه و درجه كمال و عدم كمال آن شخص ولىّ كه رهبر اين قوم و امّت است، تمام أفراد هم بر همان نَهْج حركت خواهند كرد.
أمّا اگر شخص أعلم، زمام أمر امّت را در دست بگيرد، جامعه را در يك افق عالى به صوب كمال رهبرى مىكند. و اين آيه مباركه هم با آن روايت شريفه كه عرض شد، در بسيارى از مُفاد يكى است. يعنى هر دو مىخواهند يك مطلب و مفاد را براى ما بيان كنند.
على كلّ تقدير، ما مىخواهيم از اين آيه مباركه استفاده كنيم و بگوئيم: آيه در صدد بيان اين مطلب است كه: علم نور است، علم حقّ است و علم حقيقت است، و همانطور كه تمامى آيات قرآن، ما را به حقّ دلالت و دعوت مىنمايد، مانند كريمه: أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ