ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٢١
به او مراجعه كند؛ ولى سيره در بين مردم چنين نيست كه حتماً از طريق علم غيب، يا پرسيدن از پيغمبر و إمامى، آن أعلم را بشناسند و تعبّداً قبول كنند.
غالباً كه مردم به أعلم در هر فنّى مراجعه مىكنند، روى همين اختبار و استشاره، و بعد هم روى أصل انتخاب و رأى گيرى است. و اين راه هم، راه كشف حكم واقعى است.
شارع إسلام، طريق تعيين ولايت را انتخاب از راه أكثريّت قرار نداده است
ولى شارع آمده اين راه را بسته و گفته است: در شرع كه شما به فقيه أعلم و إمام معصوم مراجعه مىكنيد- و اين هم أصلش بر أساس سيره است- بايد از طريقى باشد كه من نشان ميدهم، نه با روش معمول در موارد ديگر. آن كسيكه أعلم فى الامّه است و ثبوتاً داراى اين چنين مزايايى است، إثباتاً هم شما بايد از اين راه به او برسيد؛ و بايد شما برويد دنبال علىّ بن أبى طالب عليه السّلام. اوست و بس؛ و غير از او هيچ نيست! حالا روى نظر خود به سقيفه برويد، رأى گيرى كنيد و هر كارى كه مىخواهيد بكنيد، همه اينها در نزد من مطرود است. چه قبول بكنيد يا نكنيد حكم از اين قرار است!
بنابراين، راهى كه در شرع براى دنبال كردن آن فقيه أفضل و أعلم آمده است، كه در زمان خود معصوم، إمام معصوم و در زمان غيبت فقيه أعلم خواهد بود، سيره مىباشد.
جاى شكّ و شبهه نيست كه يكى از أدلّه، همين سيره است و دليلش هم دليل مهمّى است؛ أمّا راه وصول به اين معنى و كاشف اين معنى حتماً به دست شارع است. شارع مىتواند راهى براى ما باز كند و راهى را ببندد و بگويد: راه تعيين أعلم اين است كه: بايستى حتماً آن فقيه أعلم را إمام معصوم قرار بدهد.
و لذا ما مىگوئيم: اگر ولىّ أعلم و فقيه أعلم ربطى با إمام معصوم نداشته باشد ممضى نبوده و أصلًا ولايتش تمام نيست؛ و در مقام إثبات بايد أفراد خبره (كه أهل حلّ و عقد و مشخِّص اين معنى هستند، و خودشان داراى نور باطن و نورانيّت ضميرند، و هم از جهت علم و فقاهت، و هم از جهت نورانيّت باطنى