ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٨
بپندارد كه اين علوم، مقصود بالذّات هستند و اينك كه من عالم هستم، به مقام كمال رسيدهام و ديگر نيازى به عمل نيست، اين شخص: مَغْرورٌ فى نَفْسِهِ، مَخْدوعٌ عَنْ دينِهِ، تُلْبَسُ عَلَيْهِ عاقِبَةُ عَمَلِه. «او دارد خود را گول مىزند؛ در باطن خود گول خورده، و در دين دچار حيله و مكر شده، و دين خود را باخته و عاقبت أمر بر او مشتبه شده است.» يعنى اين، شخصِ مريض و مغرورى است كه قابل علاج نيست.
سپس مرحوم شهيد ثانى اين عالِم مغرور را به يك شخص مريض تشبيه نموده، شرح بسيار نافعى به دنبال اين مطلب مىآورد[١].
حال بر أساس فرمايش اين بزرگوار عرض مىكنيم كه: بنابراين، علماء به سه دسته تقسيم مىشوند
: أوّل: عالِمٌ بِاللَهِ؛ وَ هُوَ الَّذى تَشَرَّفَ بِلِقآئِهِ تَعالَى وَ أدْرَكَ تَوْحيدَهُ الذَّاتىَّ وَ الصِّفاتىَّ وَ الافْعالىّ.
«عالم بالله؛ و آن كسى است كه مشَرَّف به لقاء خدا شده و توحيد ذاتىّ و صفاتىّ و أفعالى پروردگار را إدراك كرده است
». دوّم: عالِمٌ بِأَمْرِ اللَهِ؛ وَ هُوَ الَّذى تَعَلَّمَ مِنَ العُلومِ الرَّسْمِيَّةِ التَّفْكيرِيَّةِ قَدْرًا يَعْلَمُ بِهِ الاحْكامَ الْجُزْئِيَّةَ فى الْعِباداتِ وَ الْمُعامَلاتِ وَ السِّياساتِ وَ غَيْرِها.
«عالم بأمْرِ الله؛ و آن عالمى است كه با خواندن و نوشتن و مكتب رفتن و تعلّم و تفكّر مقدارى از علوم رسميّه را بدست مىآورد كه بوسيله آن، أحكام جزئيّه را أعمّ از عبادات و معاملات و سياسات و غيرها فرا مىگيرد. اين را مىگويند: عالم بِأمرِ اللَهِ
». سوّم: عالِمٌ بِاللَهِ وَ بِأَمْرِ اللَه.
«آن عالمى كه هم عالم بِالله و هم عالم بِأمرِ الله است. و آن عالمى است
[١] -«
منيه المُريد» صفحه ١٦ و ١٧ از طبع رحلى سنگى