ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٩٥
واقع مىگردند، از اين أفراد به آنها إرائه نمايد، و آنها را بر طريق حقّ دلالت كند.
بنابراين، خداوند آن أفراد حقّ طلب را كه قصدشان فقط حفظ دين خود است، و اينكه ولىّ خود را بزرگ بشمارند، در دست اين متلبّس كافر، اين كافرى كه أهل تلبيس و تدليس و خدعه است رها نمىكند؛ بلكه او را بيرون مىكشد و مؤمنى را براى او مىگمارد كه او را به راه صواب هدايت كند، بعد هم او را موفّق مىكند كه قول آن ولىّ حقّ را قبول كند.
بنابراين، خداوند براى چنين شيعهاى خير دنيا و آخرت را جمع كرده است. (أمّا خير دنيا، براى اينكه راه را به او نشان داده است تا از دست اين دشمن متظاهر و متعدّى و متلبِّسِ كافر، نجات پيدا كند. و أمّا خير آخرت، براى اينكه به حقيقت ولايت رسيده؛ و با اين مِنْهاج صحيح به سوى رضوان و فَوز دار الآخره حركت كند.)
و خداوند بر كسى كه در صدد گمراهى اين شيعه بوده، لعنت در دنيا و عذاب آخرت را جمع كرده است.» هم در دنيا در قرآن مجيدش او را لعن كرده، و هم به دنبال او عذاب آخرت پيامد كار او خواهد بود. زيرا راه يك مؤمن را به خدا بسته است. اين مؤمن مىخواهد به سوى خدا حركت كند، حالا اگر واقعاً هم دستش به ولىّ خدا و هادى حقيقى نرسد، همينطور متحيّر مىماند تا اينكه خود را به خدا بسپارد و علاج أمر او بشود. ولى اين عالم فاسق آمده و با إلقاء شكّ و شبهه و با أخبار خلاف واقع، راه او را بسته؛ و آن قلب را دچار ترديد و تزلزل كرده است.
بنابراين، آن شخص عالم، مستحقّ لعن و عذاب آخرت خواهد بود.
تا اينجا كلام حضرت صادق عليه السّلام تمام مىشود. آنوقت، حضرت صادق عليه السّلام بر اين فرمايشات، دو استشهاد مىكنند: يكى به كلام حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم، و يكى به كلام أمير المؤمنين عليه السّلام.