ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٨٠
بلكه عوام ما را هم شامل مىشود. و آن، وقتى است كه عوام ما تقليد كنند از علمائى كه خلاف واقع را به اين مقلِّدين إرائه مىدهند و اينها قبول كنند؛ در اينصورت اينها مورد مذمّت بوده و معاقَب مىشوند.
يعنى آنجائى كه عوام ما، مىشناسند عالِمى را كه اين عالم سوابقش خوب نيست و خيانتكار است، و حبّ به دنيا و طمع به مال مردم و رياست دارد، و در عين حال به دنبال او مىروند، معاقَبند و مذمّت مىشوند. زيرا به آن فرد عامى مىگويند: تو كه با وجدان و نور قلبىِ خود خيانت او را فهميدى، ديگر چرا به دنبال او رفتى؟! همينطور عوام يهود هم از همين جهت مثل عوام ما دچار مؤاخذه و مسؤوليّتند.
أمّا از آن جهتى كه عوام ما به دنبال علماى صالح مىروند و تفحّص مىكنند، و علماء هم علماى خوبى هستند، بين آنها فرق است؛ و اگر هم اشتباهاً مطلبى را براى اينها بگويند، در اينصورت اين عوام، مؤاخَذ و معاقَب نيستند؛ و اينها با عوام يهود- در تقليدشان از علماء- تفاوت دارند.
اللَهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ ءَالِ مُحَمَّد