ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٧١
عهدِ ذهنى مىكند، اين لازمهاش سرايتِ برودت ماء است، به هر مائى كه در عالم هست و مُنَطَبَقٌ عليه و مصداق «المآء» است. زيرا با لفظ «المآء» مىفهميم كه: اين طبيعت كه به اين وصف و عنوان است، در هر جائى كه پيدا شود، مفهوم «باردٌ» بر آن صادق است.
أمّا اگر بجاى «المآء»، «مآءٌ» گفتيم، يا مانند: تَمْرَةٌ خَيْرٌ مِنْ جَرادَة، يا: رَجُلٌ خَيْرٌ مِنْ مَرْأَة؛ ديگر از آنها استفاده إطلاق نميشود، مگر به همان شرائط مذكوره. از كجاى تَمْرَةٌ خَيْرٌ مِنْ جَرادَة و رَجُلٌ خَيْرٌ مِنْ مَرْأَة مىتوان استفاده إطلاق نمود؟! بخلاف اينكه گفته شود: الرَّجُلُ خَيْرٌ مِنَ الْمَرْأة.
و محصّل مطلب آنكه: هيچگونه تفاوتى در أخذ به إطلاق بين موضوع و محمول نيست؛ و هر جائى كه لفظ ظهور در إطلاق داشت، آن ظهور حجّت است و بايد أخذ به آن نمود.
و در تمام اين مثالهائى كه بيان شد و همچنين بقيّه مسائل و أحكام و دستوراتى كه در شرع وارد است، أبداً در ناحية موضوع و محمول تفاوتى نيست. مثل:
النَّاسُ ثَلاثَةٌ،
يا:
قَآئِمٌ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ إمَّا ظَاهِرًا مَشْهُورًا أَوْ خَآئِفًا مَغْمُورًا،
يا:
أُوْلَئِكَ خُلَفَآئِى،
يا:
أُولَئِكَ رُوَاةُ حَدِيثِى يَرْوُونَ أَحَادِيثِى،
و أمثال اينها كه إطلاق آنها به جاى خود محفوظ است، و بدلالت لفظيّه، دلالت بر مراد مىكنند. نه قدر متيقّن گرفتن در اينجا معنى دارد و نه منتظر قرينه بودن؛ بلكه لفظ در هر معنى ظهور پيدا كرد، در همان معنى حجّت است و بس. اين بود مقدّمهاى كه براى روشن شدن مطلب عرض شد و ظاهراً قدرى هم بطول انجاميد.
روايت وارده در «احتجاج» شيخ طبرسى از حضرت إمام حسن عسكرىّ عليه السّلام
اينك به أصل بحث راجع به ولايت فقيه مىپردازيم: يكى از رواياتى كه به آن بر ولايت فقيه استدلال مىشود، روايتى است كه شيخ طَبَرسىّ در «احتجاج» از «تفسير منسوب به إمام حسن عسكرىّ عليه السّلام» از آن حضرت نقل مىكند فى (تَفْسير) قَوْلِهِ تَعالَى: وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا أَمانِيَ