ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٦٦
عبد نمىتواند بگويد: چون قرينهاى إقامه نشد، بايد صبر نمود و ديد كه: آيا قرينة صارفهاى- و لو اينكه بعد از يك ساعت باشد- در كلام مىآيد يا نه؟! بلكه همينكه لفظ در يك معنىاى استعمال شد (خواه وضعى باشد و يا غير وضعى) و در معنى استعمالى ظهورى پيدا كرد، آن ظهور حجّيّت دارد. پس اين مقدّمه هم كه إغراء به جهل، يا إلقاء در مفسده باشد، خالى از سَداد است.
أخذ به إطلاق در جائى كه أصل معنى لغوىّ و سعه و ضيقش مشكوك است جائز نيست
بله، در يك مورد نميتوان أخذ به إطلاق نمود؛ و آن جائى است كه ما در أصل معنى لغوىّ، و در سِعه و ضيقش شكّ داشته باشيم؛ و ندانيم: لغةً يا عرفاً دائره مراد استعمالى اين لفظ چيست. مثل لفظ «ماء» كه شكّ داريم آيا بر ماء زاج و كبريت هم صدق مىكند يا نه؟ با اينكه «ماء» از أظهرِ مفاهيم عرفيّه است؛ ولى- همانطور كه مرحوم شيخ أنصارىّ در «طهارت» فرموده است- ما بعضى أوقات در صدق «ماء» بر آب زاج و كبريت شكّ مىكنيم كه آيا به آب كبريت و آب زاج و مانند آن «ماء» مىگويند يا نمىگويند؟ يعنى إطلاق «ماء» بر آنها صادق است يا نه؟ در اينصورت نميتوان أخذ به إطلاق نمود و نمىشود به دليل: الْمآءُ طاهِرٌ، يا: الْمآءُ طَهورٌ، تمسّك نمود و نتيجه گرفت كه: پس ماء زاج و كبريت هم طَهور و رافع حَدَث و يا خَبَث است براى اينكه مصداق ماء است؛ زيرا أصلًا نميدانيم: به اين چيز خارجى آب ميگويند؛ يا نه!
يا مثلًا در قرآن كريم آمده است: فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً*[١] .. اگر آب بدست نياورديد، با صعيدِ طيّب تيمّم كنيد. و ما، در مراد استعمالى فعلى صعيد از نظر سعه و ضيقِ دائره مفهوم آن شكّ داريم كه: آيا منظور، مُطلقِ وجهُ الارض است، يا خصوص ترابِ خالص؟ در اينجا نيز نميتوان أخذ به إطلاق كرد. چون در نفسِ صدق مفهوم بر اين مورد شكّ داريم.
أمّا از اين موارد گذشته، بايد مطلقاً أخذ به إطلاق نمود، و هر جائى لفظى إطلاق شد و ظهور در يك معنىاى پيدا كرد، آن ظهور حجّت است.
[١] - قسمتى از آيه ٤٣، از سوره ٤: النّسآء