ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٦
مى ميرد.
پس هيچيك از اين أقسام چهارگانه نميتوانند حامل علم بوده باشند؛ زيرا ما روايت داريم كه: حكمت را به غير أهلش نياموزيد! كسى كه حكمت را به غير أهلش بياموزد، مانند كسى است كه گلوبند مرواريدى را بر گردن خِنْزيرى آويزان كند. حكمت را به ناأهلان نياموزيد كه به حكمت ظلم كرده ايد! و از آموختن حكمت به أهلش دريغ نكنيد كه بر أهل آن ظلم نمودهايد!
أفراد اندكى، قآئم للّه بالحجّة، يا ظاهر مشهور و يا خائف مغمورند
سپس مىفرمايد:
اللَهُمَّ بَلَى! لَا تَخْلُو الارْضُ مِنْ قَآئِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ؛ إمَّا ظَاهِرًا مَشْهُورًا، أَوْ خَآئِفًا مَغْمُورًا، لِئَلا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَهِ وَ بَيِّنَاتُهُ؛ وَ كَمْ ذَا، وَ أَيْنَ أُوْلَئِكَ؟!
آرى! يك دسته بسيار بسيار اندكى هستند كه آنها متعلّم در سبيل نجاتند، و به آن مقام علماى ربّانى خواهند رسيد، و از أفراد كُمَّلِ روى زمين مىشوند كه من مىتوانم علمم را به آنها بياموزم؛ أمّا افسوس كه چقدر تعداد آنها كم و اندك است! كجا إنسان آنها را پيدا كند؟
اين چهار طبقه از علماء همه جا را پر كردهاند؛ سياهى جمعيّت را گرفتهاند؛ و ليكن إنسان آن أفراد اندك را كجا بيابد؟! خدا كه زمين را از حجّت خالى نمىگذارد!
أفرادى براى دستگيرى از بندگان پروردگار قيام به حقّ مىكنند؛ و بر شخصيّت خود سوار، و بر علوم و أصالت خود متّكى هستند؛ أمّا اينها خيلى كماند.
أُوْلَئِكَ
«چند نفرند و كجا هستند؟!»
إمَّا ظَاهِرًا مَشْهُورًا
؛ اينها «يا در ميان مردم شناخته شده و ظاهرند» كه ما در طول غيبت، از اين أفراد بزرگ داشتهايم. مانند: شيخ مُفيد، سيّد مُرتَضى، علّامه حِلّىّ، ابن فَهْد حلّىّ، سيّد ابن طاووس، سيّد بحرالعلوم و آخوند ملّا حسينقلى همدانىّ، رضوانُ الله عليهم. اينها مشهور بودند، و قيام به حقّ مىكردند، و مردم را به آبشخوار حقّ دعوت نموده و إيصالِ به واقع مىكردند.