ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٥٨
بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا. اين جمله چه مناسبتى با جملة «أَوْلَى النَّاسِ بِالانْبِيَاء، أَعْلَمُهُمْ بِمَا جَآءُوا بِهِ» دارد؟
حضرت در صدر روايت بيان مىفرمايند كه: أعلميّت، ميزان براى أقربيّت به أنبياء عليهم السّلام است؛ بعد استشهاد مىكنند به قرآن، كه متابعين حضرت إبراهيم و اين پيغمبر و مؤمنين، نزديكترين و مقرَّبترين أفراد ميباشند به حضرت إبراهيم! اين مناسبت روشن نيست. و لذا مرحوم شهيدىّ در «حاشيه مكاسب» فرموده است كه: اين روايت به طور ديگر هم نقل شده است كه: إنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِالانْبِياء أَعْمَلُهُمْ بِمَا جَآءُوا بِهِ. اگر «أَعْمَلُهُم» باشد، وجه مناسبت روشن است. چون حضرت مىفرمايند: أَعْمَلُهُمْ بَمَا جَاوا بِه، بعد استشهاد ميكنند كه: لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ، و اين پيغمبر و مؤمنين كه در عمل بدنبال او هستند، أولى مىباشند به حضرت إبراهيم؛ يعنى نزديكترين و سزاوارترين مردم به حضرت إبراهيماند. بنابراين، وجه مناسبت استشهاد روشن است؛ أمّا در اين صورت (كه متن حديث به دو لفظ نقل شده باشد) روايت از حجّيّت مىافتد؛ زيرا در روايت اضطراب پيدا ميشود؛ و اضطراب در متن موجب تعارض ميشود. مگر اينكه آن روايت، سندش مثل «نهج البلاغه» قوى نباشد.
. بحث پيرامون شرح حديث «نهج البلاغه»:
إنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِالانْبِيَآءِ
محصّل كلام اينكه: سند «نهج البلاغه» قوى است؛ و آن استشهاد هم مناسبتش براى ما روشن نيست. ولى أصل استدلال:
أَوْلَى النَّاسِ بِالانْبِيَآء أَعْلَمُهُمْ بِمَا جَآءُوا بِهِ
، باقى مىماند؛ و بايد به آن أخذ كرد. و اين را نه از أدلّه ولايت فقيه بلكه از أدلّه لزوم أعلميّت فقيه در باب إفتاء مىگيرند، كه از أدلّه اجتهادى است، نه از اصول.
اگر بخواهيم از نقطه نظر أدلّة اجتهادى بر لزوم أعلميّت فقيه در باب «إفتاء» استدلال كنيم، يكى از أدلّه، همين روايت «نهج البلاغه» است كه حضرت مىفرمايد:
أَوْلَى النَّاسِ بِالانْبِيَآء أَعْلَمُهُمْ بِمَا جَآءُوا بِه
، و يكى هم آن خبر وارد از حضرت إمام محمّد تقىّ عليه السّلام است كه مىفرمايد:
يَا عَمُّ! إنَّهُ