ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٥٠
و أمّا در «احتجاج» به اين عبارت است: يا أبا بَكْرٍ إلَى مَنْ تَسْنَدُ أمْرَكَ إذا نَزَلَ بِكَ ما لا تَعْرِفُهُ؟! وَ إلَى مَنْ تَفْزَعُ إذا سُئِلْتَ عَمَّا لا تَعْلَمُهُ؟ وَ ما عُذْرُكَ فى تَقَدُّمِكَ عَلَى مَنْ هُوَ أعْلَمُ مِنْكَ، و أقْرَبُ إلَى رَسولِ اللَهِ، وَ أعْلَمُ بِتَأْويلِ كِتابِ اللَهِ عَزّ وَ جَلَّ وَ سُنَّةِ نَبيِّهِ؟![١].
«اى أبا بكر، به چه كسى اعتماد مىكنى زمانيكه مطالبى را كه اطّلاع ندارى بر تو نازل شود؟! مَفْزَع و مَلاذَت چيست در آن صورتى كه از تو پرسش شود از مسائلى كه آنها را نميدانى؟! عذر تو در تقدّمت بر كسى كه از تو أعلم بوده، و أقرب به سوى رسول خداست، و أعلمِ به تأويل كتاب خدا و سنّت نبىّ خدا مىباشد چيست؟!»
اين روايتى را كه به طرق مختلفه از سلمان نقل شد، مجموعاً هفت نفر از علماى بزرگ (برقى، قزوينى، طبرسى، ابن طاووس، مجلسى، مامقانى و صدوق) در كتب خود آوردهاند.
روايت حضرت إمام موسى بن جعفر عليهما السّلام اين حديث را از رسول أكرم صلّى الله عليه و آله
از جمله رواياتى كه درباره إمامت أعلم است، روايتى است از حضرت كاظم عليه السّلام از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فى ءَاخِرِ خُطْبَةٍ خَطَبَها حالَ مَرَضِهِ الَّذى تُوُفِّىَ فيها، فى الْمَسْجِد.
رسول خدا در آخرين خطبهاى كه در مسجد، در حال مرضى كه با همان مرض از دنيا رحلت كردند، إيراد نمودند فرمودند:
أَلَا وَ مَنْ أَمَّ قَوْمًا عَمْيًا وَ فِى الامَّةِ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْهُ فَقَدْ كَفَرَ!
«آگاه باشيد! كسيكه از روى جهالت و نادانى پيشوائى و جلودارى و إمامت قومى را بكند در حالى كه در ميان امّت كسى كه از او أعلم باشد وجود داشته باشد، اين شخص كافر شده است.»
اين روايت را سيّد هاشم بَحرانىّ در «غاية المرام» از سيّد ابن طاووس در
[١] -«
احتجاج» طبع نجف، ج ١، ص ١٠٠