ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٤٣
أعُوذُ بِاللَهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَ صَلَّى اللَهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ ءَالِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ
وَ لَعْنَةُ اللَهِ عَلَى أعْدَآئِهِمْ أجْمَعِينَ مِنَ الآنَ إلَى قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إلَّا بِاللَهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ
روايت إمام حسن مجتبى عليه السّلام اين حديث را از رسول أكرم صلّى الله عليه و آله
يكى از روايات بسيار مهمّ كه دلالت بر ولايت فقيه و لزوم أعلميّت فقيه در مصدر ولايت دارد، روايت معروفى است كه با سندهاى مختلف، از حضرت رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلَّم نقل شده است كه:
مَا وَلَّتْ أُمَّةٌ أَمْرَهَا رَجُلا قَطُّ وَ فِيهِمْ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْهُ، إلا لَمْ يَزَلْ أَمْرُهُمْ يَذْهَبُ سَفَالًا حَتَّى يَرْجِعُوا إلَى مَا تَرَكُوا.
«هيچ امَّتى (نكرة در سياق نفى إفادة عموم مىكند) هيچگاه امرش را به مردى نسپرده و زمام امورش را به فردى نداده است، در حالتى كه در ميان آن جماعت، أعلم از او بوده باشد؛ مگر اينكه هميشه أمر آن امّت به سوى تباهى و خرابى و فساد ميرود؛ تا زمانيكه از اين كار برگردند و زمام أمر خود را از دست غير أعلم گرفته، بدست أعلم بسپارند.»
اين روايت را در چند مورد نقل كردهاند. در يك مورد به دو نحو مختلف از حضرت إمام حسن مجتبى عليه السّلام روايت شده است. و در مورد ديگر أمير المؤمنين عليه السّلام بيان مىفرمايد. و در جائى ديگر، سلمان فارسى احتجاج مىكند. و در يكجا نيز از حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام