ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٤٠
و طبق همان مطلبى كه درباره حديث كُمَيل عرض كرديم، اين روايت هم اختصاص به أئمّه ندارد؛ بلكه
اللَهُمَّ ارْحَمْ خُلَفَآئِى
، با إطلاق دلالت لفظيّه و اعتبار قرائن مقاميّه، شامل جميع علماى ربّانىِ عارف بالله و عالم بأمر الله ميگردد. و قرينهاى كه آنها را مختصّ به أئمّه عليهم السّلام بنمايد وجود ندارد؛ بلكه به عموميّت خودش باقى است. و خليفة رسول الله كه داراى عنوان خلافت باشد، كسى است كه حديث و سنّت و أحوال حضرت رسول را روايت كند. اين شخص، خليفة رسول الله است؛ و اينها همان أفرادى هستند كه خود رسول خدا فرمود: «
يَأْتُونَ مِنْ بَعْدِى، يَرْوُونَ حَدِيثِى وَ سُنَّتِى
». اين عبارات، إطلاق داشته و اختصاص به أئمّه ندارد. و لذا اين روايت هم از رواياتى است كه شاهد بر ولايت و حكومت فقيه، و قضاء، و إفتاء اوست و مىتوان به آن استدلال كرد. اللَهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ ءَالِ مُحَمَّد