ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٤١
محقّق فيض در شرح اين حديث، در كتاب شريف «وافى»[١] مىفرمايد: علّامه بمعنى كثير العلم است و «تاء» آن براى مبالغه است؛ و رسول خدا با عبارت:
لَا يَضُرُّ مَنْ جَهِلَه
، تنبيه فرموده است كه: آن علم در حقيقت علم نيست؛ زيرا علم حقيقى آنست كه ندانستن آن به معاد إنسان ضرر برساند، و دانستن آن در يَوْمُ التَّناد نفع برساند. نه آنچه كه عوام آنرا مىپسندند و دام و تلهاى براى شكار حُطام دنيا قرار مىدهند. سپس رسول خدا صلّى الله عليه و آله، علم نافع را كه در شرع بر فرا گيرى آن ترغيب و تحريص شده است بيان مىفرمايد، و آن را منحصر در سه چيز مىكند:
آية محكمه، إشاره به اصول عقائد است؛ چون براهينش آيات محكماتى است كه از عالِم و يا قرآن أخذ مىگردد؛ و در قرآن كريم در بسيارى از موارد كه ذكرى از مبدأ و معاد مىآورد، مىگويد: إِنَّ فِى ذلِكَ لآيتٍ يا لآيَةً.
و فريضة عادله، إشاره به علم أخلاق است، زيرا كه محاسن أخلاق از جنود عقل است، و بديهاى أخلاق از جنود جهل. و چون تحلّى به أوّل و تخلّى از دوّم واجب است، از آن تعبير به فريضه شده است. أمّا تعبير از آن به صفت عدالت، براى واسطه بودن آن است در دو طرف إفراط و تفريط.
و سنّت قائمه، إشاره به أحكام شريعت و مسائل حلال و حرام است.
و انحصار علوم دينى در اين سه چيز معلوم است، و همان سه أمرى است كه كتاب «وافى» متضمّن بيان آنهاست؛ و آن مطابق با نشآت سه گانه إنسان است؛ أوّل براى عقلش، دوّم براى نفسش، سوّم براى بدنش؛ بلكه عوالم سه گانه وجودش كه عالَم عقل و خيال و حسّ باشد.
أمّا اينكه فرموده است: غير از اينها فضل است، يعنى زائد است و نيازى بدان نيست؛ يا فضيلت است وليكن بدان درجه نيست.
[١] -« وافى» ج ١، باب صفه العلم، ص ٣٧