ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٣٢
ولايت مسألة بسيار مهمّى است؛ در ولايت إمام، شيعه بحثهاى كافى و وافى دارد؛ وليكن در ولايت فقيه بحث نشده است.
تأسّف آية الله نائينى (قدّه) بر عدم بحثهاى عميق در باب ولايت فقيه
مرحوم نائينى رحمة الله عليه كتابى دارد بنام «تنبيه الامّه و تنزيه الملّة» كه بسيار كتاب خوبى است؛ و در أواخر آن كتاب، خيلى تأسف مىخورد و مىگويد: ما از يك روايت شريف و مبارك: لَا تَنْقُضِ الْيَقِينَ بِالشَّكِّ، اينهمه فروع فقهىِ استصحاب را استفاده مىكنيم؛ ولى با اينكه داراى چنين سرمايههاى سرشار و ذخائر عميقى هستيم چرا در باب حكومت و ولايت و وظيفه مردم بحث نكردهايم؟ و چرا آنها به ميان نيامده است؟ واقعاً خيلى جاى تأسّف است! و همين مرحوم نائينى رحمة الله عليه در باب استصحاب و بحثهاى دقيق و عميق و استنتاجات وسيع از آن، بيداد مىكند.
استاد ما، مرحوم آية الله آقا شيخ حسين حلّىّ در استصحاب، و تضارب استصحاب، و مقدّم بودن استصحاب موضوعى بر حكمى، و تعارض استصحابَيْن و غيره بيداد مىكرد؛ و چه فروعى از اينها بيرون مىكشيد! و اينها را هم معمولًا بواسطه شاگردى و تَتَلْمُذش نزد مرحوم نائينى به دست آورده بود؛ و خودش هم از متفكّرين و خِرّيت فنّ بود.
واقعاً در يك قضيّة: لَا تَنْقُضِ الْيَقِينَ بِالشَّكِّ، إنسان اين همه غوص مىكند، ولى در باب ولايت بحث عميقى نداشته باشد، و محتاج باشد كه مثلًا ديگران براى إنسان كتاب ولايت بنويسند! حكم إنسان را آنها مشخّص كنند، و بعنوان تمدّن براى إنسان سوغات بياورند، و إنسان هم با گردن كج در مقابل آنها بايستد و آنها را به عظمت ياد كند؛ اين خيلى جاى تأسّف است!
ما ذخائر بسيار زيادى در بين همين روايات داريم كه بايد در آنها بحث بشود، و زياد هم هست؛ و هر چه بيشتر بگرديم بيشتر پيدا مىشود.
مثلًا از جمله أدلّه ايكه در همين چند روز ذكر شد و تا بحال نديدم كسى در ولايت فقيه به آنها استدلال كند، يكى روايت كميل است كه به همان قسمى