ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٢٨
النَّاسُ أَرْبَعَةٌ: رَجُلٌ يَعْلَمُ وَ هُوَ يَعْلَمُ أَنَّهُ يَعْلَمُ، فَذَاكَ مُرْشِدٌ حَاكِمٌ فَاتَّبِعُوهُ
. «مردم چهار دسته هستند: يكدسته از آنها مردى است كه مىداند، و مىداند كه مىداند (يعنى هم علم دارد، و هم علم به علم خود دارد). اين مرد، مردى است كه مرشد و حاكم است؛ يعنى إرشاد و راهنمائى مىكند و أمر و نهى او نافذ است؛ فَاتَّبِعُوهُ! بنابراين، واجب است بر شما كه از او پيروى كنيد.»
در اينجا حكم وجوب پيروى مترتّب شده است بر مُرْشِدٌ حَاكِمٌ؛ و اينكه او مردى است كه: يَعْلَمُ وَ هُوَ يَعْلَمُ أَنَّهُ يَعْلَمُ؛ مىداند و علم به علم خودش هم دارد.
در اينجا حكم متابعت بر أساس علم آمده، آنهم يك علم خاصّى كه إنسان عالم باشد و علم به علم خودش هم داشته باشد؛ نه اينكه عالم باشد ولى خودش نداند كه عالم است. همچنين اين روايت دلالت دارد بر وجوب متابعت همه مردم بنحو إطلاق؛ و إنصافاً از نقطة نظر سعه، إطلاق داشته و اختصاص به باب قضاء ندارد؛ بلكه هم در باب قضاء و هم در باب حكومت و هم در باب مرجعيّت و أخذ فتوى قابل تمسّك است.
رَجُلٌ يَعْلَمُ وَ هُوَ يَعْلَمُ أَنَّهُ يَعْلَمُ، فَذَاكَ مُرْشِدٌ حَاكِمٌ فَاتَّبِعُوه
[١]: چنين مردى حاكم و مرشد است، بايد از او متابعت كنيد! و اين إطلاقش خيلى خوب و دلالتش هم كافى است؛ و در مُفاد، نظير قول حضرت إبراهيم عليه السّلام است كه فرمود: يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيًّا[٢]
بخلاف رواياتى كه دلالت مىكنند بر اينكه: قضات چهار دسته هستند. چون چند روايت داريم كه در خصوص قضاوت است و آنها دلالت مىكنند بر اينكه قضات چهار دستهاند، و از ميان آنها قاضىِ به حقّ كسى است كه:
يَعْلَمُ وَ
[١] -« مستند الشّيعة» طبع سنگى، ج ٢، كتاب قضاء، ص ٥١٦
[٢] - آيه ٤٣، از سوره ١٩: مريم