ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ٢٠٨
سپس ابن أبى الحديد مىگويد: أصحاب ما (معتزله) مىگويند: تعيين رياست بر مكلّفين واجب است؛ و إماميّه مىگويند: بر خداوند لازم است كه از جهت لطف رئيسى بر مردم بگمارد؛ و ظاهر كلام أمير المؤمنين عليه السّلام كه مىفرمايد:
لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِر
، قول أصحاب ماست نه إماميّه[١]
در اينجا ابن أبى الحديد دچار اشتباه شده است. جواب گفتار او اينست كه: كلام حضرت دلالت بر اين ندارد كه إنسان به اختيار خود مىتواند أميرى را خواه بَرّ يا فاجر بر مردم بگمارد، زيرا مسلّماً پروردگار راضى به رياست و إمارت مرد فاجر نيست (و بر همين أساس أمير المؤمنين عليه السّلام با معاويه جنگ مىكند)؛ بلكه حضرت مىخواهد بفرمايد: در صورت عدم تمكّن از إمام عادل، حكومت إمام جائر بر مردم ضرورت دارد. اين حكم، حكم ثانوى است، مانند ديگر أحكام ثانويّه كه در صورت عدم إمكان حكم أوّلى تحقّق مىپذيرد.
بنابراين، ابن أبى الحديد در اين رأيش اشتباه كرده است؛ كلام حضرت مثل اينست كه بفرمايد: إنسان حتماً بايد غذا بخورد، يا غذاى حلال يا أكل ميته، و اگر غذا نخورد مىميرد. ما از اين كلام استفاده نمىكنيم كه أكل ميته هميشه جائز است، بلكه أكل ميته در آن وقتى است كه غذاى حلال بدستمان نرسد. إمارت أمير فاجر هم آنجائى است كه مردم أمير بَرّ را به إمارت بر نگزينند؛ و صد البتّه واجب است كه مردم أمير برّ را بر گزينند و فاجر را كنار بزنند. بايد دفاع كنند، جهاد كنند، جنگ كنند تا أمير فاجر از كار بيفتد و بجاى او أمير بارّ بنشيند.
جنگهاى أمير المؤمنين عليه السلام براى دفع تجاوز و برقرارى دولت إسلام
أمير المؤمنين عليه السّلام هجده ماه در جنگ صفّين با تمام أصحاب رسول خدا براى چه معطّل بود؟! براى اينكه أمير فاجر را از كار بردارد و أمير بَرّ را بنشاند. هر كس شرح او را در خطبههاى «نهج البلاغه» كه در دوران صفّين
[١] -« شرح نهج البلاغه» ابن أبى الحديد، طبع دار الكتب العربيّه، ج ٢، ص ٣٠٨ و ٣٠٩