ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٧٠
مَسَآئِلَ أُشْكِلَتْ عَلَىَّ.
روايت را مىرساند به إسحق بن يعقوب كه او مىگويد: من از محمّد بن عثمان العَمْرىّ كه يكى از نُوّاب أربعه است، سوال كردم كه: آن مكتوب و نامهاى را كه من نوشتهام و از آن مسائلى كه بر من مشكل شده بود در آن استفتاء كردهام، جواب را به من برساند.
فَوَرَدَ التَّوقِيعُ بِخَطِّ مَوْلَانَا صَاحِبِ الزَّمَانِ عَلَيْهِ السَّلامُ: أَمَّا مَا سَأَلْتَ عَنْهُ أَرْشَدَكَ اللَهُ وَ ثَبَّتَكَ- إلَى أَنْ قَالَ (عَلَيْهِ السَّلامُ):
وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإنَّهُمْ حُجَّتِى عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَهِ[١] ...
إسحق بن يعقوب مىگويد: براى من توقيع به خطّ مبارك مولانا صاحب الزّمان عليه السّلام آمد كه: أمّا آنچه را كه از او سؤال نمودى- خداى تو را رشد دهد و به كمال برساند و ثابت قدم بدارد- (و پس از آنكه حضرت اين دعاها و ألطاف را در حقّ او فرمودند، نوشتهاند): جواب سوال تو اينست كه: در حوادث واقعه شما به راويان أحاديث ما مراجعه كنيد، زيرا كه آنها حجّت من هستند بر شما، و من حجّت خدا مىباشم.
بحث ما در اين روايت در دو جهت است: سَنَدًا و دَلالةً.
أمّا از جهت سند: اين روايت را شيخ صدوق در كتاب «إكمالُ الدّين و إتمام النِّعمة» كه آنرا «كمال الدّين و تمام النِّعمة» هم مىگويند، ذكر فرموده است.
و نيز شيخ طوسى در كتاب «الغيبة» از جماعتى، از جعفر بن محمّد بن قولُوَيه، و از أبو غالب زُرارىّ و غير اين دو نفر، و همه از محمّد بن يعقوب آوردهاند. همچنين شيخ طبرسى آنرا در «احتجاج» روايت كرده است.
[١] -« وسآئل الشّيعة» طبع حروفى بيست جلدى، ج ١٨، أبواب صفات القاضى، ص ١٠١، حديث ٩