ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٦٦
مشتركند، و عنوان نور و مفهوم آن به حمل أوّلى ذاتى بر همه صادق است؛ ولى به حمل شايع صناعى هر يك از أفراد و مراتب نور، در مقام و درجه خاصّى هستند.
نور عالى و أعلى، نورى أكمل از همه أفراد و مراتب نور مىباشد. و بقيّة أنواع نور (در درجات و مراتب مختلفه) توأم با عدم هستند يعنى همه آنها نور به إضافة ظلمت مى باشند.
بنابراين، شخص عالم كه به درجه أعلاى از علم نرسيده است، علمش توأم با جهل مىباشد؛ به خلاف أعلم كه در علم او هيچ شائبه جهل و ضلالت وجود ندارد. و بدين جهت واجب است كه جاهل به أعلم مراجعه نمايد.
و ما نمىخواهيم بگوئيم كه در آيه مباركه عنوان أعلميّت آمده و به عنوان يك عِدل ملاحظه شده است، تا اينكه جواب داده شود: عنوان أعلميّت نيامده است. آرى، عنوان علم آمده است، ولى از حاقّ علم، ما استفاده اين معنى را مىكنيم كه علم نور است و داراى درجات مختلف است؛ هر درجهاى از علم كه بالا باشد، نور بالاست، و هر درجهاى از علم كه ضعيف باشد، نور كمتر است و مشوب و مخلوط با ظلمت و جهل است؛ و به اندازهاى كه از ظلمت و جهل بهره دارد، براى كمال خود نياز به تتميم دارد و بايد نقاط ضعف خود را بواسطه درخشش نور عالى تكميل كند. و اين معنى رجوع جاهل به أعلم است.
مثلًا اطاقى را فرض كنيد كه در آن، چراغ يك شمعى و صد شمعى و هزار شمعى وجود دارد؛ ولى آن نور يك شمعى نسبت به نور هزار شمعى، يك درجه نور و نهصد و نود و نه درجه ظلمت، و آن چراغ صد شمعى، صد درجه نور و نهصد درجه ظلمت است؛ و آن نور هزار درجه، تماماً نور بوده و مشوب و مخلوط با ظلمت نمىباشد.
اين نور يك شمعى به نور صد شمعى، و آن هم به هزار شمعى- بجهت