ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٦٠
مثلًا در بيمارستانهائى كه داراى أطبّاءِ مختلف هستند، سيره چنين است كه بيماران به همه آنها مراجعه مىكنند و تنها به طبيب أعلم شهر كه داراى تخصّص بيشتر در فنون مختلف پزشكى و جرّاحى و سائر جهات است مراجعه نمىنمايند. و همينطور در سائر صناعات و حِرَف. مثلًا اگر كسى بخواهد خانهاى بسازد، به سراغ معمار أعلم نمىرود. يا اگر بخواهد لباسى بدوزد، به خيّاطى كه از همه در اين حرفه مهارتش بيشتر است مراجعه نمىكند؛ و لذا مىبينيم همه مردم به همه خيّاط ها مراجعه مىكنند و دكّان سائر خيّاط ها بسته نيست. و اين، بجهت همان سيره عقلائيّه رجوع جاهل به عالم است. با اينكه از نظر مهارت، بين أفراد اين أصناف، تفاوت بسيار است.
و از همه اينها گذشته، آنچه كه در اين آيه شريفه است، تفاوت بين علم و جهل است. إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ، يعنى من عالمم و تو جاهلى؛ و آيه در مقام بيان تفاوت بين أعلميّت و عالميّت، يا أعلميّت و جاهليّت نيست. بنابراين از آيه شريفه استفاده نمىشود كه: بايد جاهل فقط به أعلم مراجعه كند و سائر علماء را كنار بگذارد. اين بود محصَّل فرمايش و إشكال ايشان.
رجوع به أعلم در مسائل خطيره و امور مهمّه، سيره عقلائيّه است حتّى براى عالم
با إمكانات دسترسى به أعلم در امور خطيره، رجوع به عالم خلاف سيره است
و أمّا اينكه فرمودند: سيره عقلائيّه قائم است بر اينكه بايد جاهل به عالم مراجعه كند و رجوع به أعلم ثابت نيست، بايد ديد كه آيا واقعاً همينطور است؟ آيا اين سيره، ثابت و مُطّرد و مسلّم است كه عقلاءِ عالَم به أعلم مراجعه نكرده و به عالم مراجعه مىكنند؟ جواب منفى است؛ به دليل اينكه:
أوّلًا: مىبينيم كه در نظر عقلاء مسائلى كه بايد به عالم مراجعه نمود، از جهت أهمّيّت و عدم أهمّيّت، مختلف است. زيرا بعضى از مسائل خيلى داراى أهمّيّت نيست، و لذا در آن مسائل زياد دقّت نمىكنند كه حتماً به بهترين متخصّص مراجعه كنند.
مثلًا اگر إنسان مبتلا به سر درد شده يا سرما خوردگى مختصرى پيدا كند، به نزد همان طبيب محل رفته و به دستورات او عمل مىنمايد، و بدين وسيله