ولايت فقيه در حكومت اسلام - حسينى طهرانى، سيد محمد حسين - الصفحة ١٢٠
ما از شيعيان هستيم! آيا شيعه اينطورى مىشود؟! شيعه چنين و چنان است، عملش، كارش؛ شما كجا شيعه هستيد؟! شيعه آن است كه صفتش اينطور باشد، فعلش اين باشد؛ شما ادّعاى شيعه بودن كرديد، شما دروغگو هستيد، كذّاب هستيد.
اين روايت كه هيچ سندى ندارد مگر همين «تفسير إمام حسن عسكرىّ عليه السّلام» مىخواهد بگويد: حضرت إمام رضا عليه السّلام كه معصوم است و پاك و طاهر، اين جماعت را براى ادّعاى يك حرف دروغ تشيّع راه نداده است.
ولى ما ميدانيم: نسبت دهندگان اين حديث، براى بالا بردن مقام تشيّع و عظمت مقام تشيّع و رساندن حقّ اين مقام، يك چنين صحنه ساختگى درست كردهاند؛ ولى فكر نكردهاند: جماعتى كه از يك شهر دور حركت مىكنند، فرسخها طىّ مسافت مىكنند و به خدمت حضرت رضا عليه السّلام مىرسند، و حضرت هم در حالى است كه وليعهدند، و داراى مقام و منصب و شوكت و جلال، اگر حضرت آنها را راه ندهد و بيرون در، يك شبانه روز بمانند، دو مرتبه يك شبانه روز ديگر تا روز سيّم بپايان برسد، بعد حضرت راه بدهند و بگويند: براى اينكه شما گفتيد: ما شيعه هستيم، اين كار از يكنفر إمام بر مىآيد؟ اين كار، كار يكنفر شخص جائر و سلطانى است كه ميخواهد طرف را بكوبد و قهر كند. حضرت مىتوانستند ابتداء بگويند: به به، شيعيان! بفرمائيد، خوش آمديد، مشرّف، چنين و چنان؛ أمّا بايد بدانيد كه: تشيّع اينطور است؛ شما كه گفتيد: ما شيعه هستيم صحيح؛ ولى شيعه يك اسمى دارد و يك رسمى دارد، و رسمش هم اين است كه إنسان بايد متحقّق به اين معانى باشد. اين يك راه تعليم است، يك راه إلهى است؛ و ما هيچوقت از پيغمبران و إمامان نديدهايم كه كسى را بخواهند تنبيه كنند، آنهم به اين قسم.
روايت مفصّل است و سندى ندارد مگر اين تفسير.