اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٩٥
بودند. حضور دانشمندانى از مكاتب مختلف علمى در اين شهرها، اهميت علمى آنها را دوچندان مىنمود؛ از آنميان مىتوان ابو على جبايى (م ٣٠٣ ق) متكلم مشهور عراق، على بن حمزه كسايى (م ١٨٩ ق) و ابو زكرياء فراء (م ٢٨٧ ق)، شاگرد او را از دانشمندان نحوى كوفه نام برد.
در نواحى ايران، اصفهان يكى از مراكز علمى بود، ولى شهر رى فعاليتهاى علمى چشمگيرترى داشت. شمار زيادى از دانشمندان اسلامى در رشتههاى مختلف علوم از اين شهر برآمده، و يا در آن مىزيستند. در خراسان مراكز علمى بيشترى وجود داشت؛ از مهمترين آنها شهر نيشابور بود كه مذاهب و مكاتب مختلف در آن فعاليت داشتند. گذشته از آن بايد از شهرهاى بخارا، بلخ و سمرقند ياد كرد كه تنى چند از عالمان اين عصر به هريك از آنها منسوب بودند و ارتباط و مناظرات دانشمندان اين شهرها با عالمان ديگر از آنها منسوب بودند و ارتباط و مناظرات دانشمندان اين شهرها با عالمان ديگر بلاد اسلامى حاكى از پويايى و فعاليت اين حوزهها است. در سرزمين شام شهرى كه بتواند در زمينه فعاليتهاى علمى با نواحى مذكور رقابت و يا حتى برابرى كند، در اين دوران وجود نداشت؛ اگرچه شهرهايى چون دمشق و حلب بهسبب مركزيت سياسىشان بر ديگر شهرهاى شام برترى داشتند. در مصر عمده فعاليتهاى علمى در فسطاط[١]، مركز حكومت صورت مىگرفت، بهويژه در دوره حكومت طولونيان، كه به اعتلاى فرهنگى دولت نوپاى خود علاقهمند بودند. مسجد جامع شهر كه در سال ٢٦٥ ق به دستور ابن طولون ساخته شد و جاى مسجد جامع قبلى را گرفته بود، مركز اصلى آموزشى در اين شهر بهشمار مىرفت. به فرمان او شمارى از فقيهان و طلاب علوم دينى و قاريان قرآن به اين مكان انتقال داده شدند. برخى از شاگردان
[١] - شهر قسطاط، شهرى بود كه مسلمانان در محل خيمهگاه لشكر اسلام و در نزديكى پايتخت باستانى مصر، بابليون، ساختند و از آن پس مركز حكومتى مسلمانان گرديد و تا تصرف مصر توسط فاطميان، و احداث شهر قاهره اهميت خود را دارا بود.