اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٥٨
به طمع اينكه مانع تولد قائم شوند يا به قتل او دست يابند؛ اما خداوند از آشكار شدن امر او بر آنها خوددارى نمود ....[١]
در آخرين روزهاى حيات امام عسكرى عليه السّلام كه در بستر بيمارى به سر مىبرد مأموران عباسى خانه آن حضرت و آمدوشدها را به آنجا به شدت تحت مراقبت گرفتند تا از كوچكترين اتفاقاتى كه در آن خانه روى مىدهد با اطلاع باشند.
احمد بن عبيد الله بن خاقان، كه رسيدگى به امور خراج شهر قم را برعهده داشت، در اينباره خبر مىدهد و مىگويد:
وقتى خبر بيمارى امام عسكرى شايع شد خليفه به دنبال پدرم فرستاد و او به دار الخلافه رفته و سپس همراه پنج تن از افراد مورد اعتماد خليفه بازگشت. پدرم به آنها دستور داد تا خانه امام را كنترل كنند و لحظه به لحظه از اخبار و احوال وى اطلاع داشته باشند و سپس عدهاى از طبيبان را مأمور كرد كه شبانه روز بر بالين امام حضور داشته باشند. پس از دو يا سه روز به او اطلاع دادند كه امام ضعيفتر شده است و او دستور داد طبيبان بر مراقبتهاى خود بيافزايند. آنگاه پيش قاضى القضات رفت و از او خواست تا ده نفر از معتمدان خود را كه كاملا به آن اطمينان دارد به منزل امام بفرستد و شبانه روز در آنجا باشند. اين وضعيت تا وفات امام ادامه داشت. پس از وفات امام به دستور خليفه، خانه بهطور دقيق بررسى شد و همهچيز ثبت و ضبط گرديد و پس از آن تلاشهاى پيگيرانهاى براى يافتن فرزندى از آن حضرت آغاز شد، حتى كنيزان امام نيز تحتنظر قرار گرفتند تا معلوم شود كداميك از آنان باردار است. يكى از آنها كه احتمال بارداريش مىرفت در اتاقى تحت مراقبت قرار گرفت تا معلوم شد كه باردار نبوده است.[٢]
[١] - خاتونآبادى، كشف الحق، ص ٨٤.
[٢] - كلينى، همان، ص ٥٠٥؛ صدوق، همان، ص ٤١ و ٤٢ و طوسى، همان، ص ١٣١.