اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٢١٩
دوباره آغاز كنند. بازرسى خانه امام حسن عليه السّلام و منازل همجوار بار ديگر آغاز شد، اما باز هم هيچ اثر و نشانهاى نيافتند.[١]
ادعاهاى جعفر مبنى بر اينكه او وصى و جانشين برادرش است، طرفداران زيادى نيافت. تنها برخى افراد جاهطلب، كه سابقه انحراف از سيره ائمه عليهم السّلام داشتند و كسانىكه از مسأله امامت و جانشينى حضرت مهدى عليه السّلام كاملا آگاه نبودند، اطراف او را گرفتند. در اين ميان افرادى از فرقه فطحيّه وجود داشتند كه همان استدلالهاى قديمى در باب امامت عبد الله افطح را درباره امامت جعفر تكرار مىكردند. صرفنظر از اين افراد، پذيرش جعفر بهعنوان امام براى اكثريت شيعيان امرى نامعقول بود؛ زيرا آنان، باتوجه به فساد اخلاقى و دينى جعفر، صلاحيت احراز چنين مقامى را در او نمىديدند و هيچيك از علائم امامت، يعنى علم و بروز معجزه و كرامات، را در او نمىيافتند؛ لذا ادعاهاى او راه به جايى نبرد.
علاوهبر مسأله جعفر و پيدايش فرقه جعفريه، ظهور آراى ديگر در باب جانشينى امام عسكرى و امامت بعد از ايشان نيز مشكلساز بود و موجب شكلگيرى فرقههاى ديگرى مىشد كه عقايد خاصى در باب امامت داشتند و ما پيش از اين درباره آنها صحبت كرديم.
به نظر مىرسد عثمان بن سعيد عمرى در قضيه جعفر هيچ دخالت مستقيمى نداشت. او چنانكه اشاره شد، پس از تدفين امام عسكرى عليه السّلام به بغداد آمد. بغداد شهر بزرگى بود و جمعيت شيعه قابلتوجهى داشت. محله كرخ معروفترين محله شيعهنشين شهر محسوب مىشد كه عثمان نيز در آنجا سكنى گزيد. محيط باز شهر بغداد آزادى عمل بيشترى به او مىداد، علاوه بر اينكه بغداد به شهر كوفه، مركز اصلى و پايگاه قديمى تشيع در عراق نزديكتر بود و اينك بازمانده
[١] - طوسى، الغيبه، ص ١٥٨.