اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٢٠٧
موضوع ديگرى كه در كنار مسأله غيبت مطرح مىشد، شناخت نائبان و وكيلان امام عليه السّلام بود. البته شيعيان از سالها قبل، از وجود وكيلان ائمه عليهم السّلام آگاهى داشتند و اگر در شناخت آنها و يا وثاقت و اعتمادشان دچار ترديد مىشدند، با مراجعه به امامان عليهم السّلام به آگاهى و يقين لازم مىرسيدند. همين مشكل در زمان غيبت، به سبب شرايط خاص آن و عدم حضور امام، با شدت بيشتر بروز كرده بود و ظهور مدعيان دروغين بر شدت آن مىافزود، لذا در نامههايى كه شيعيان براى امام مىفرستادند، سؤالاتى در اين موضوع نيز مطرح مىكردند. در پاسخ سؤالات اسحاق بن يعقوب، مطالبى در اين خصوص وجود دارد كه امام عليه السّلام نيابت عثمان بن سعيد و پسرش محمد را تأييد نموده و از محمد بن شاذان، يكى از وكيلان آن حضرت، به نيكى ياد كرده است.[١] همچنين در نامهاى كه براى احمد بن ابى روح فرستاده شده بود، يكى از وكيلان امام در بغداد به نام حاجز، به او معرفى گرديده بود.[٢]
در همين راستا ظهور مدعيان دروغين، از مشكلاتى بود كه شيعيان با آن روبرو مىگرديدند. پيشتر به نامهاى اشاره شد كه امام عليه السّلام درباره گروهى از اين افراد فرستاده بود، اما مسألهاى كه بيشتر در نامهها و سوالات ارسالى شيعيان به چشم مىخورد، قضيه جعفر، پسر امام هادى عليه السّلام، و عموى امام دوازدهم (عج) است كه مدعى امامت و جانشينى حضرت عسكرى عليه السّلام شده بود و عدهاى، حتى از شيعيان خاص و اصحاب آن حضرت، گرد او را گرفته بودند. به نظر مىرسد اين قضيه انحراف شديد و عميقى را در ميان شيعيان پديد آورده بود، زيرا در مكاتبات مذكور توجه خاصى به آن شده است. احمد بن اسحاق اشعرى، از فقيهان ممتاز
[١] - طبرسى، همان، ص ٢٨١.
[٢] - راوندى، الخرائج و الجرائح، ص ٢٥١ و مجلسى، بحار الانوار، ج ٥١، ص ٢٩٥. همچنين در جواب نامهاى كه محمد بن يوسف چاچى فرستاده و درباره وكيل امام پرسش كرده بود امام وى را به يكى از وكيلان رى، ابو الحسين اسدى، ارجاع داده. همان، ص ٢٩٤.