اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٢٦٨
جهت نقل برخى از روايات ضعيف، مورد اعتراض علماى قم واقع شد و احمد بن محمد بن عيسى، زعيم دينى شهر، وى را از قم اخراج كرد. البته پس از چندى كه حقيقت امر آشكار گرديد و اتهام منسوب به برقى برطرف شد، وى را بازگردانيده و از او دلجويى كرد.[١] همين قضيه براى سهل بن زياد آدمى نيز پيشآمد؛ احمد بن محمد بن عيسى به غلو و كذب اقوال او شهادت داده او را از قم بيرون راند و از وى اظهار برائت نمود و مردم را از شنيدن روايات او نهى كرد. سهل از قم خارج شد و به رى رفت و در آنجا سكونت گزيد.[٢] محمد بن اورمه، از ديگر كسانى بود كه به غلو متهم گرديد و نزديك بود كه به دست مردم قم كشته شود.[٣] از جمله كسان ديگرى كه به جرم عقايد افراطى از شهر اخراج شدند، محمد بن موسى همدانى و حسين بن عبيد اللّه محرّر بودند.[٤] جوّ مقابله با افراطىگرى بهگونهاى بود كه حتى اجازه ورود چنين انديشههايى را به شهر نمىداد. زمانىكه محمد بن على صيرفى كه در كوفه به كذب و غلو شهرت داشت به قم آمد، علماى قم وى را از شهر رانده و اخراج كردند.[٥] حتى علماى قم، از نقل رواياتى كه بوى غلو مىداد نيز خوددارى مىنمودند. ابن الوليد، محدث بزرگ قم، كه از مشايخ و استادان شيخ صدوق است، برخى روايات محمد بن حسن صفار، محدث بزرگ كوفى را كه در كتابهايش نقل نموده بود، روايت نمىكرد، زيرا در آنها شائبه غلو درباره ائمه عليهم السّلام وجود داشت.[٦]
[١] - تفرشى، نقد الرجال، ج ١، ص ١٥٥.
[٢] - همان، ج ٢، ص ٣٨٤.
[٣] - نجاشى، رجال، ص ٣٢٩.
[٤] - همان و كشى، رجال، ص ٤٣٢.
[٥] - همان، ص ٣٣٢.
[٦] - نجاشى، همان، ص ٣٥٤.