اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ١٦٧
مقدسى نيز كه در اواخر اين عصر مىزيسته تصريح كرده كه در نيشابور برترى جمعيتى با شيعيان بود.[١]
ولايت بيهق در خراسان نيز، كه بزرگترين شهر آن سبزوار بود، جمعيت قابل ملاحظهاى از شيعيان داشت كه برخى ادعا كردهاند كه مذهب اغلب مردم اين شهر، تشيع افراطى بود و حتى برخى از دانشمندان اهل سنت آن، به شيعهگرى متهم شده بودند.[٢] تشيع سبزوار در واقع تحتتأثير نيشابور و مهاجرت علويان از طبرستان به اين شهر بود. مقدسى همچنين از شهرى به نام رقّه در خراسان نام برده كه مردم آن شيعه بودند.[٣]
درباره وجود شيعيان در مرو نيز اطلاعاتى در دست است. مرو از شهرهاى بزرگ و با اهميت خراسان و يكى از كرسىهاى حكومتى اين ايالت پهناور محسوب مىشد كه چند سال مقرّ خلافت مأمون عباسى، و پس از استقرار طاهريان در خراسان مدتى مركز حكومت آنان بود. مرو علاوه بر موقعيت خاص سياسى، از مراكز علمى و ادبى مهم به شمار مىرفت. به نظر مىرسد شيعيان مرو ارتباط زيادى با امام عسكرى عليه السّلام داشتند. شيخ صدوق نام چند تن از شيعيان مرو را كه موفق به ديدار مهدى (عج) شدند، ذكر كرده است.[٤] نصر بن صباح بلخى، از يكى از شيعيان مرو خبر داده كه اموال بسيارى نزد او جمع شده بود و بايد به امام عليه السّلام مىرسانيد. نصر او را راهنمايى كرد تا اين اموال را به يكى از وكيلان امام عليه السّلام تحويل دهد. بدين ترتيب شيعيان مرو ارتباط خود را با امام عليه السّلام در دوران غيبت حفظ مىنمودند.
[١] - مقدسى، همان، ص ٣٢٣.
[٢] - جعفريان، تاريخ تشيع در ايران، ج ١، ص ١٣٤.
[٣] - مقدسى، همان، ص ٣٢٣.
[٤] - صدوق، كمال الدين، ص ٤٤٥.