اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٢٠٥
شكايت از گرفتار شدن شيعيان در حيرت و سرگردانى و مبتلا شدن به گمراهى و كجروى، تأكيد كردند كه حجتهاى الهى همواره جانشينانى داشتهاند كه يكى پس از ديگرى به امر الهى قيام نمودهاند و امام يازدهم عليه السّلام نيز همانند ديگر امامان، پيش از وفاتش به فرزند خود، يعنى حضرت مهدى (عج)، وصيت كرده است و هر كس در اين امر با آن حضرت منازعه كند يا مدعى چنين مقامى شود، بىشك ظالم و كافر مىباشد.[١] در ادامه، امام عليه السّلام توصيههايى به شيعيان مىنمايد و اظهار مىدارد اگر مسأله غيبت نبود، امورى بر آنان آشكار مىشد كه هر شك و ترديدى را در اينباره از بين مىبرد. در همين راستا مشاهده مىكنيم كه امام در برخى نامههايش به امورى اشاره مىفرمود كه گواه بر صدق و صحت امامت ايشان باشد، مانند خبر دادن از امور پنهانى، كه فقط صاحبان نامهها از آن باخبر بودند و يا اطلاع دادن از زمان مرگ برخى از شيعيان و ....[٢]
از موضوعات مهم ديگر كه در مكاتبات ميان شيعيان با امام عليه السّلام مطرح مىشد و وابستگى مستقيم با موضوع امامت داشت مسأله غيبت بود كه پرسشها و مشكلات بسيارى به همراه مىآورد. در اغلب نامههايى كه امام عليه السّلام در پاسخ به شيعيان مىفرستاد به نحوى به اين موضوع اشاره شده است. بديهى است كه موضوع غيبت، اساسىترين مشكل شيعيان در اين زمان محسوب مىگرديد كه هم به لحاظ اعتقادى آنان را دچار مشكلاتى ساخته و هم به لحاظ مرجعيت دينى و علمى سختى و تنگنايى را برايشان پديد آورده بود، لذا امام عليه السّلام در نامههاى متعددى به سؤالات ايشان در اين باب پاسخ مىداد. در نامهاى كه اسحاق بن
[١] - طبرسى، همان، ص ٢٧٧.
[٢] - بهعنوان مثال، نامهاى كه در جواب احمد بن ابى روح صادر شد در آن توضيحاتى درباره اموال ارسالى او داده شده بود( بحار، ج ٥١، ص ٢٩٥ به نقل از الخرايج راوندى) و يا نامهاى كه براى نائب چهارم صادر گرديد و خبر فوت وى را متذكر شده بود. طبرسى، همان، ص ٢٩٧.