اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٤٦
مىكرد،[١] ليكن تظاهر او به ديندارى مانع از اين نبود كه سختگيرىها و اعمال فشارهايى را بر امام روا ندارد.[٢]
آخرين بار امام عليه السّلام در سال ٢٥٩ ق، به دستور معتمد عباسى به زندان برده شد؛ ولى به زودى آزاد گرديد.[٣] به نظر مىرسد كه امام در همين سال دوبار زندانى گرديد و يا اينكه در دو زندان محبوس شد.[٤] در دوران زندان فشارهاى فوق العادهاى بر امام اعمال مىشد و غالبا كسانى به مراقبت و زندانبانى امام گمارده مىشدند كه در سختگيرى و دشمنى با اهل بيت معروف بودند، با اين حال نحوه رفتار و سلوك امام بهگونهاى بود كه آنان را تحتتأثير قرار داده و متحول مىساخت.[٥] عباسيان با همه اينها، بارها براى از ميان بردن امام توطئههايى طرح مىكردند، چنانكه معتز به حاجب خود، سعيد دستور داده بود تا امام را به كوفه ببرد؛ اما در بين راه و به دور از چشم مردم وى را به شهادت برساند كه البته بر كنارى معتز از خلافت، و مرگ او، كه به نقلى، امام از آن خبر داده بود،[٦] مانع از تحقق اين امر شد.[٧] مهتدى، خليفه متنسك عباسى نيز قصد كشتن امام را داشت،
[١] - مسعودى، همان، ج ٤، ص ١٠٣. او محمد پسر واثق بود و سرداران و غلامان ترك او را از خلافت بركنار و زندانى كرده تا در زندان از دنيا رفت. ر. ك: يعقوبى، همان، ص ٢٤٣.
[٢] - طوسى، الغيبه، ص ١٢٣.
[٣] - كلينى، الكافى، ج ١، ص ٥٠٨ و مفيد، الارشاد، ص ٣٤٢.
[٤] - ر. ك: جعفريان، همان، ص ٥٤٤- ٥٤٥.
[٥] - امام عسكرى عليه السّلام يك بار نزد مردى به نام على بن اوتامش زندانى بود كه به دشمنى با علويان معروف بود و مأمور بود تا حدّ ممكن نسبت به امام سختگيرى كند؛ اما با تمام شدن دوران زندان امام، او در حالى از ايشان جدا شد كه بيش از ديگران عظمت الهى آن حضرت را مىشناخت و وى را ستايش مىكرد. نك: كلينى، همان، ج ١، ص ٥٠٨؛ مفيد، همان، ص ٣٣٤ و اربلى، همان، ص ٤١٤.
[٦] - اربلى، همان، ص ٤١٦ و ابن شهر آشوب، المناقب، ج ٣، ص ٥٦٣.
[٧] - او در سال ٣٥٥ ه توسط درباريان تركنژاد از خلافت خلع گرديد و دو روز بعد درگذشت.
يعقوبى، همان، ص ٢٣٧ و مسعودى، همان، ص ٩٢.