اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٣١٥
تأليف كتاب كمال الدين و تمام النعمه را همين امور برمىشمرد.[١]
بدين ترتيب باتوجه به علل مذكور و پارهاى عوامل ديگر، كه همواره در تأليف كتابها نقش داشته، كتابهاى بسيارى در اين عصر به رشته تحرير درآمد.
برخى از گزارشها حاكى از اين است كه در مواردى، نوعى نظارت و اشراف بر نگارش كتابها اعمال مىشد. اين امر گاه از سوى نائبان خاص امام عليه السّلام بود و بدين وسيله تأييد ضمنى بر صحت مطالب كتاب، پديد مىآمد. شيخ طوسى از قول يك راوى نقل مىكند كه گفت:
روزى درباره كتاب التكليف، نوشته شلمغانى، صحبت مىكرديم و گمان مىكرديم كه اسناد آن عالى است ... شنيدم كه محمد بن احمد زكوزى مىگفت: ابن ابى عزاقر در تأليف كتاب التكليف كارى نكرده است. او فقط ابواب آن را مرتب مىساخت و سپس نزد شيخ ابو القاسم حسين بن روح برده، به وى نشان مىداد و او موارد آن را حك و اصلاح مىكرد و پس از آن، براى ما نقل مىنمود و به امر حسين بن روح دستور مىداد تا از روى آن بنويسيم.[٢]
در مواردى ديگر اجماع فقيهان و عالمان، مبين و ملاك صحت كتاب بود، از آن جمله قضيه كتاب التأديب است كه حسين بن روح آن را به نزد علماى قم فرستاد و از آنها خواست تا كتاب را بررسى كنند و ببينند آيا چيزى برخلاف نظر آنها دارد. فقيهان قم پس از مطالعه كتاب، به صحت تمام مطالب آن، به جز يك مسأله كه آن را متذكر شدند، اذعان كردند.[٣]
تحول جديدى كه در عصر غيبت، در روند تأليفات شيعه پديد آمد، فزونى تأليفات مجموعهاى بود. بيشتر كتابهايى كه تا اين زمان نوشته مىشد، صورت تكنگارى داشت، يعنى هر كتاب درباره يك موضوع خاص فقهى، عقيدتى،
[١] - صدوق، كمال الدين، مقدمه كتاب.
[٢] - طوسى، الغيبه، ص ٣٨٩.
[٣] - همان، ص ٣٩٠.