اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٢٦
از جامعه شيعه را دچار حيرت[١] و سردرگمى كرد. بىشك مسأله غيبت امام عليه السّلام شيعيان را، كه همواره بر لزوم وجود امامى زنده و حاضر در هر عصرى، بهعنوان يك اصل اساسى در دين تأكيد داشتند و با اين عقيده به مقابله با مذاهب و فرق مخالف، و انديشهها و آراء منحرف مىپرداختند، با مشكل بزرگى روبرو نمود.
آنان در طى دو قرن با تمسك به حضور امامان معصوم، انديشههاى منحرفانه فرقههايى را كه به وجود امام غايبى براى خود عقيده داشتند ردّ و انكار مىكردند و اينك اظهار همين عقيده از طرف خودشان مسأله دشوارى بود كه مىبايست حل گردد. براى درك وضعيت دشوار پيشآمده در ابتداى غيبت تنها توجه به اين نكته كافى است كه پس از شهادت امام عسكرى عليه السّلام و آغاز غيبت امام دوازدهم، شيعه اماميه بهطور بىسابقهاى دچار انشعابات فرقهاى گرديد، بهگونهاى كه بنا به نقلهاى گوناگون به دوازده تا بيست فرقه تقسيم شدند كه هريك در موضوع امامت و جانشينى حضرت عسكرى عليه السّلام عقيده خاصى را ابراز مىكردند،[٢] اگرچه پيدايش فرقههاى انحرافى در شيعه پيش از اين هم وجود داشت؛ ولى آنچه بىسابقه مىنمود شمار زياد اين فرقهها بود كه در اين برهه، همزمان پديد آمدند و اين امر به خوبى گوياى وضعيت دشوارى است كه در آغاز غيبت صغرى پيشآمده بود.
در واقع مسأله غيبت امام دوازدهم، همزمان با گسترش رسالت الهى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله در جامعه اسلامى مطرح شد و اولين سخنان درباره غيبت مهدى عليه السّلام از زبان آن حضرت صادر گرديد. رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله در موارد متعدد و روايات بسيارى كه از ايشان نقل شده و در آنها به ذكر مسأله امامت پس از خود و
[١] - در برخى از روايات امامان عليهم السّلام درباره غيبت امام دوازدهم از زمان غيبت به دوران حيرت تعبير شده است توجه به وضعيت پيشآمده در جامعه شيعه پس از رحلت امام عسكرى نيز گوياى همين مطلب مىباشد. در اينباره در جاى خود صحبت خواهد شد.
[٢] - ر. ك: همين كتاب، فصل چهارم، بخش پيشوايى جامعه شيعه.