اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ١٠٥
بيشتر با مذهب تشيع آشنا مىساخت. اين تأثيرات فرهنگى، گاه چنان عميق و پايدار بود كه در منطقه تحت حاكميت دولتهاى شيعه مذهب، تحولات قابل ملاحظهاى را پديد مىآورد و آنها را به قطبهاى فرهنگى شيعه تبديل مىكرد، چنانكه در خصوص حوزههاى فعاليت علويان طبرستان و حمدانيان شام شاهد آن هستيم. در ادامه به شرح مختصرى درباره هريك از اين دولتها پرداخته مىشود.
ادريسيان (١٧٢- ٣٧٥ ق)
دولت ادريسيان يكى از اولين دولتهاى مستقل اسلامى و نخستين حكومت شيعه مذهب بود كه در شمال غرب آفريقا، در ناحيهاى كه مغرب اقصى خوانده مىشد و امروزه كشور مغرب- يا مراكش، نام گرفته، برپا شد. بنيانگذار اين حكومت، يكى از نوادگان امام حسن عليه السّلام و با انديشههاى زيديه، به نام ادريس، پسر عبد اللّه محض و برادر محمد نفس زكّيه، كه در سال ١٤٥ ق عليه منصور خليفه عباسى قيام كرد، بود. او در قيام زيديان، كه در سال ١٦٩ ق، به رهبرى پسر عمويش حسين بن على، از ديگر نوادگان امام حسن عليه السّلام، در ايام حكومت هادى عباسى (خلافت ١٦٩- ١٧٠ ق) برپا شد، شركت داشت و پس از شكست اين قيام توانست خود را از اين مهلكه برهاند و از طريق مصر به شمال آفريقا برساند.[١] ادريس پس از ورود به ناحيه مغرب اقصى، با بهرهگيرى از موقعيت اجتماعى خود بهعنوان فردى از خاندان نبوى، و نارضايتى مردم منطقه از عاملان عباسى، برخى قبايل محلى ساكن در منطقه را با خود همراه ساخت[٢] و به نشر اسلام در نواحى غيرمسلمان پرداخت و پس از فراهم شدن نيروى كافى، متعرض نواحىاى شد كه تحت فرمان عاملان عباسيان بود[٣]، اما فعاليتهاى ادريس ديرى نپاييد و او به
[١] - ابن اثير، الكامل، ج ٦، ص ٧٨.
[٢] - طبرى، تاريخ طبرى، ج ٨، ص ٢٠٠ و ابن تغرى بردى، النجوم الزاهره، ج ٢، ص ٥٩.
[٣] - ابن خلدون، العبر، ج ٤، ص ٢٤.