اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ١٩٧
امامت بود و برخى از ايشان او را همان مهدى قائم مىدانستند و گروهى مرگ او را انكار كرده و قائل به غيبت او شده بودند.[١]
٤. قائلين به انقطاع امامت:
گروه چهارم معتقد بودند كه پس از امام عسكرى عليه السّلام امامى وجود ندارد. اينان ظاهرا درباره عقيده به مهدويت اختلاف داشتند و به دو دسته تقسيم مىشدند، يك گروه از اينان معتقد به قيام مهدى (عج) نبودند و مىگفتند چون خداوند از گناه بندگان به خشم آمده، امامت را از ايشان منقطع ساخته و حجّت را از ايشان باز داشته است. گروه ديگر به قيام مهدى موعود عقيده داشتند، اما معتقد بودند كه چون امام عسكرى عليه السّلام بدون جانشين از دنيا رفته است، امامت متوقف شده تا اين كه خداوند مهدى (عج) را از ميان امامان گذشته برگزيند و به قيام مبعوث سازد.
آنان به احاديث متواتر درباره قيام مهدى موعود عقيده داشتند و دوره زمانى پس از رحلت امام عسكرى عليه السّلام را دوره فترت نبوت و امامت مىدانستند.[٢]
بههرحال كليه فرقههاى انحرافى مذكور، كه اغلب به جهت عدم آگاهى به امامت حضرت مهدى (عج) و جانشينى امام عسكرى عليه السّلام و بروز پارهاى جاهطلبىها پديد آمدند، اينان به زودى در جامعه شيعى محو شده، اثرى از آنها باقى نماند و از ميانشان تنها فرقه قطعيه اثنىعشرى باقى ماندند. اين امر ناشى از آن بود كه استدلالهايى كه اين طوايف براى اثبات حقانيت خود و عقايدشان ارائه مىدادند در مقايسه با ادلّهاى كه قطعيه بر صحت اعتقادشان مىآوردند، بسيار ضعيف و غيرقابل پذيرش بود. علاوه آنكه نظام گسترده نيابت و وكالت، كه بهطور مستقيم توسط امام عليه السّلام هدايت و كنترل مىشد، به زودى و با كاهش مختصر
[١] - نوبختى، همان، ص ٨٤ و اشعرى، همان، ص ١٠٩ و طوسى، الغيبه، ص ١٢٨- ١٢٩.
[٢] - ر. ك: اشعرى، الفرق و المقالات، ص ١٠٧- ١٠٩ و طوسى، همان، ص ١٤٧ و صدوق، كمال الدين، ص ٤٨٥- ٤٨٧.