اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى - حسين زاده شانه چى، حسن - الصفحة ٥١
واكنشى از جانب حكام عباسى، باتوجه به شيوع روايات فراوان درباره ظهور مهدى و اينكه وى به اعتقاد شيعيان، دوازدهمين امام از امامان اهل بيت است و اوست كه قيام خواهد كرد و بساط ظلم و ستم را برخواهد چيد و حكومتى برپايه عدل و داد برپا خواهد ساخت، طبيعى مىنمود. همچنانكه نگاه داشتن امام يازدهم به صورت تحت الحفظ در شهر نظامى سامرا و كنترل شديد اوضاع داخلى منزل امام گوياى اين است كه عباسيان بر آن بودند تا از ولادت امام دوازدهم جلوگيرى كنند. امام ضمن اشاره به اين خواسته عباسيان، اظهار خشنودى مىكرد كه در اين توطئه خود موفق نشدند و خداوند آرزوى آنان را بر باد داد.[١]
كلينى روايت ديگرى نقل مىكند كه وقتى يكى از دشمنان امام عسكرى عليه السّلام به نام زبيرى درگذشت، امام عليه السّلام به يكى از اصحاب خويش فرمود:
جزاى كسى كه به اولياى خدا دروغ ببندد همين است. او گمان مىكرد مرا خواهد كشت و نسلى براى من نخواهد بود اما قدرت خدا را چه ديده است.[٢]
بدين ترتيب امام عليه السّلام به منظور حفظ جان فرزند و جانشين خود، ناچار بود تا ولادت وى را، به جز از شيعيان مورد اعتماد و خواص خود، پنهان نگه دارد. به طورى كه هنگامى كه امام عليه السّلام از دنيا رفت، بسيارى بر اين باور بودند كه آن حضرت هيچ فرزندى نداشت.
اما در كنار اينها، مسأله اساسى ديگرى كه مىبايست امام عسكرى عليه السّلام به آن توجه مىداد و بر آن تأكيد مىكرد اين بود كه فرزند و جانشين آن حضرت، همان مهدى موعود است كه غايب خواهد شد. از اينرو مشاهده مىشود كه هرجا امام به معرفى فرزند خويش، بهعنوان جانشين و امام بعد از خود پرداخته به اين مسأله هم اشاره داشته است. احمد بن اسحاق در بيان گفتوگوى مفصل خويش در
[١] - صدوق، همان، ص ٤٠٧.
[٢] - كلينى، الكافى، ج ٢، ص ٤٤٩.